ميگويد : انسان به آسانى ميتواند مثالهائى از استقراء پيدا كند كه به نتيجههاى درست ميرسد و مثالهاى ديگرى كه به نتيجههاى نادرست ميرسد مثلا ما وقتى عددهاى زير را ملاحظه ميكنيه : 5 و 15 و 35 و 45 و 65 و 95 مىبينيم كه هر يك از اين عددها از رقم 5 شروع مىشود و قابل تقسيم بر عدد 5 مىباشد .
و اين مطلب گاهى ما را بدين انديشه ميكشاند كه هرعددى كه از رقم 5 شروع شود قابل قسمت بر 5 خواهد بود و اين يك استقراء صحيح و درست است ولى اگر ما اعداد زير را ملاحظه كنيم 7 و 17 و 37 و 47 و 67 و 97 درحاليكه اين اعداد همان عددهاى گذشته است جز آنكه رقم 5 را بر رقم 7 تبديل نمودهايم خواهيم ديد كه همهء آنها با رقم 7 شروع مىشود كه عدد اوّل مىباشد و ما شايد از اينمعنا چنين بفهميم كه هرعدديكه با هفت شروع مىشود عدد اول خواهد بود در صورتى كه اين استقراء نادرست است باوجود اينكه همانند استقراء اول است در تعداد شواهد و مؤيّدات ، راسل سپس سخن خود را چنين ادامه ميدهد كه ما به منظور آنكه استقراءهاى ناصحيح و دروغ را در حساب بهر اندازه وسيع كه ميخواهيم بدست آوريم هيچ نيازى به ژرفنگرى نداريم پس اگر ما مثال زير را كه ميگويد هيچ عددى كه كوچكتر از ( ن ) باشد قابل قسمت بر ( ن ) نخواهد بود در نظر بگيريم در اين صورت ما ميتوانيم ( ن ) را بهر اندازه كه بخواهيم بزرگ فرض كنيم و بدينصورت هراندازه از شواهد استقرائى كه بسود تعميم : ( هيچ عددى قابل قسمت بر ( ن ) نيست ) خواسته باشيم بدست خواهيم آورد .
و امّا استقرائيكه در عالم طبيعت بىنتيجه باشد از براى آن نيز به آسانى ميتوان مثالهائى بدست آورد مانند آنكه شخص سادهلوحى كه گلّهء گوسفندى را در منطقهء ( هيرفوردشير ) مشاهده كرده است بدليل استقراء نتيجهگيرى كند كه همهء گلّهها در آن منطقه وجود دارد يا آنكه ما در مقام محاجّه گوئيم هيچ انسان زندهاى الآن نمرده است و از آن به صورت استقراء نتيجه بگيريم كه همهء انسانهاى
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 110
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص١١٠