سال هشتصد و بيست و ششم :
خواجه حسن عطار ، ايشان فرزند خدمت خواجه علاء الدّين عطارند در ثمانمائة و بيست و شش مرد - نفحات ملّا جامى .
سال هشتصد و بيست و هفتم :
أمير نور الدّين نعمت اللّه كهبنانى كرمانى صاحب اشعار بسيار در مدح حيدر كرّار ، معاصر ميرزا شاهرخ در هشتصد و بيست و هفت در ده ماهان كرمان فوت شد - مجالس .
سال هشتصد و بيست و هشتم :
در هشتصد و بيست و هشت مولانا شرف الدّين علي يزدى تاريخ ظفرنامه را بنام ميرزا أبو الفتح إبراهيم سلطان پسر دوّم ميرزا شاهرخ نوشت - لب . در هشتصد و بيست و هشت أمير اسكندر پسر قرايوسف عزّ الدّين شيرملك كرد شبان را كشت در اردبيل ، و در همين سال أمير شمس الدّين ملك اخلاط را كشت ، و در هشتصد و سى سلطان أحمد را كشت - لب . فوت سلطان محمّد خان أوّل ابن ايلدرم بايزيد ابن سلطان مراد أوّل ابن اوزخان بن عثمان بيك از پادشاهان روم در هشتصد و بيست و هشت ، جلوسش در هشتصد و شانزده بود ، ولادت مير صدر الدّين محمّد شيرازى صاحب حاشيه بر حاشيه قديم در هشتصد و بيست و هشت ، و فوتش در نهصد و سه - مجالس . فوت شاه نعمت اللّه ولى در هشتصد و بيست و هشت ، قبر وى در قريه ماهان كرمان است - مجموعه .
سال هشتصد و بيست و نهم :
كتاب اطباق الذهب عتيقى ديدم محرّر اوراق كه آخر آن مؤرّخ بود بثمانمائة و تسع و عشرين ، و مؤلّف اطباق الذهب عبد المؤمن ابن هبة اللّه ابن محمّد است معروف بشفروه و شفروه بفتح شين معجمه و فتح فاء و سكون راء بىنقطه و فتح واو ، نام دهى است از دهات اصفهان قريب بيك فرسخ در شرقى شهر .
سال هشتصد و سىام :
ميرزا سيورغتمش پسر چهام از پنج پسر شاهرخ ايالت غزنه و حدود هند با او بود در