سال هشتصد و بيست و سوم :
در سال هشتصد و بيست و سه ميرزا شاهرخ پسر تيمور از خراسان متوجّه قرايوسف أوّل سلاطين قراقوينلو شد ، يوسف نيز استقبال او نمود ، و در روز پنجشنبه در اوجان در هفتم ذى قعده سنهء مزبوره قرايوسف باجل طبيعى مرد ، و دو روز افتاد كه هيچكس او را دفن نكرد ، و بعلّت گوشوارهء طلا گوشش را بريدند ، و بعد از آن حاجبان او را به طرف ارجيس برده در مقبره آباء و اجداد دفن نمودند ، چهارده سال و كسري حكومت كرد و نسبش اين است : قرايوسف بن محمّد بن قورهميش بن بيرام خواجه تركمان ، و او شش پسر داشت : پيربوداق در زمان پدر مرد ، و بعد از آن قرايوسف سلطنت باسم خود كرد ، و ميرزا جهانشاه و احوال او در هشتصد و سى و نه ميآيد ، و أمير شاه محمّد در هشتصد و سى و شش خواهد آمد ، و أمير أبو سعيد بر دست برادرش أمير اسكندر كشته شد : و أمير اسكندر را در هشتصد و بيست و چهار به بين .
سال هشتصد و بيست و چهارم :
أمير اسكندر ابن قرايوسف يكى از شش پسر قرايوسف اشجع طايفه قراقوينلو بود امّا دولتش متزلزل بود ، بعد از پدر لشكر قراقوينلو بر او جمع شدند در هشتصد و بيست و چهار در حدود دالشكر در موضع مسمّى ببخشى با ميرزا شاهرخ مصاف داد و تا سه روز جنگ شد و ميرزا اسكندر گريخت ، و بعد از مراجعت ميرزا شاهرخ از فتح خراسان أمير اسكندر به تبريز آمد و بر تخت نشست و بر آذربايجان مستولى شد و در هشتصد و بيست و هشت عزّ الدّين شيرملك را كشت - لب .
سال هشتصد و بيست و پنجم :
سلطان محمّد ولد ايلدرم بايزيد ولد مراد ولد اوزخان ولد عثمان بيك پادشاه ششم روم در هشتصد و بيست و پنج مرد ، سيزده سال حكومت كرد ، و بعد از او سلطان مراد پادشاه شد ، و در هشتصد و پنجاه و پنج مرد - حسن بيك . ولادت ميرزا بابر بن ميرزا شاهرخ در شهر هرات در هشتصد و بيست و پنج ، مدّت عمرش سى و پنجسال و نه ماه و نه روز ، فوتش در هشتصد و شصت و يك - لب .