زمان پدر در شانزدهم محرّم هشتصد و سى فوت شد . ولادتش در هشتصد و يك - لب .
خواجه صاين الدّين علي تركه اصفهانى در عهد شاهرخ بود ، در هشتصد و سى فوت شد و اين شعر از او است :
و ضمّ عينيهما حجّة على العمى * و فتح عينك بالبصيرة يا علي
- مجالس
أمير اسكندر پسر قرايوسف در هشتصد و سى سلطان أحمد كرد را بقتل رسانيد - لب . ولادت ملّا جلال دوانى صاحب حاشيه قديم در هشتصد و سى ، و فوتش در نهصد و هشت ، در تاريخ اكبرى مسطور است : سلطان أبو سعيد ميرزا ولادتش در هشتصد و سى بوده ، و در بيست و پنج سالگى سريرآراى سلطنت شد ، مدّت حكومت هجده سال ، قتل او در هشتصد و هفتاد و سوّم ، انتهى .
سال هشتصد و سى و يكم :
أمير اسكندر پسر قرايوسف در هشتصد و سى و يك بشروان رفت و خرابى بسيار كرد - لب .
سال هشتصد و سى و دوم :
أمير اسكندر پسر قرايوسف در هفتصد و سى و دو سلطانيه را از تصرف ميرزا شاهرخ بيرون برد ، و در همين سال ميرزا شاهرخ به قصد قلع و قمع او بآذربايجان آمد و در هفدهم ذى حجه سنهء مزبوره در ظاهر سلماس با امير اسكندر مصاف داد ، و بعد از دو روز قتال و جدال و دست و پاى امير اسكندر بجانب روم گريخت ، و چون ميرزا شاهرخ بخراسان رفت در هشتصد و سى و چهار امير اسكندر آذربايجان را تصرف كرد - لب .
سال هشتصد و سى و سوم :
فوت استاد القراء و المقرئين شمس الدين ابو الخير محمّد بن الجزرى العمرى العربى الشافعى در هشتصد و سى و سه در بلاد اندلس و ساير بلاد از وى اخذ قرائت كردند و مردى از شاگردان جزرى كه ده سال در خدمت او بوده بعد از فوت جزرى در شيراز مىبوده و شرح بسيطى بر قصيدهء لاميّه شاطبي نوشته .