و فقير محرّر اوراق چند مرتبه كه مباحثه اين قصيده مىنمودم آن شرح در نظر بود و چند شرح ديگر پيش از اين شرح بر شاطبي نوشتهاند ، چون ابراز المعانى شيخ شهاب الدّين إسماعيل أبو شامه ، و چون كنز المعانى شيخ أبو عبد اللّه موصلى ، و شيخ أبو إسحاق جعبرى ، و فقير آن دو شرح را نديدهام ، و احوال شيخ شاطبى را فقير محرّر اين اوراق در شرحى كه بر قصيدهء رائيه شاطبى مسمّاة بعقيله نوشتهام بتفصيل نقل نمودهام ، و قصيدهء عقيله در طريقه رسم كتابت قرآن است ، و فقير بالتماس بعضى از اعزّه اعيان اهل دولت بر او شرحى نوشتم فارسى ، و الحمد للّه أولا و آخرا .
سال هشتصد سى و چهارم :
أمير اسكندر پسر قرايوسف در هشتصد و سى و چهار آذربايجان را بتصرّف در آورد بعد از اينكه ميرزا شاهرخ بخراسان مراجعت كرد ، و برادر خود را أمير أبو سعيد كه حاكم آذربايجان بود از جانب ميرزا شاهرخ كشت ، و در هشتصد و سى و هفت به شيروان رفت - لب .
سال هشتصد و سى و پنجم :
مير قاسم انوار مشهور بشاه قاسم انوار صاحب غزليات در هشتصد و سى و پنج در خرجرد جام مرد ، معاصر ميرزا الغ بيك و همين صديق اكبر ميگفت و ميگريست و مريدان او را در مقام ابو بكرى ميدانستند و طايفهء نقشبندية براى ابو بكر اثبات معرفت و مقام ميكردهاند ، و صاحب مجالس اينها را نقل كرده و حمل بر تقيه كرده چنانچه عادت او است و جواب اين استكه تقيه داعى و باعث ميخواهد .
ميرزا عبد اللّه پسر ابراهيم سلطان پسر ميرزا شاهرخ در هشتصد و سى و پنج كشته شد . ولادت سلطان محمد فاتح استنبول در هشتصد و سى و پنج و جلوسش بر تخت حكومت در هشتصد و پنجاه .
سال هشتصد و سى و ششم :
أمير شاه محمّد يكى از شش پسر قرايوسف مدّت بيست سال باستقلال حاكم عراق عرب بود تا در سنهء هشتصد و سى و شش برادرش امير اسبان ، بغداد از دست او