تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
بيرون كرد و شاه محمّد گريخته بموصل رسيد و موصل و اربل را مسخّر كرد و عزم بغداد نمود و يعقوبيه را غارت كرده به درتنك آمد و قصد سنجان داشت و در حدود سنجان بر دست أمير حاجى همدانى بقتل آمد در هشتصد و سى و هفت ، و أمير اسبان در هشتصد و چهل و هشت بمرگ خود بمرد و أمير أبو سعيد در آن وقت بر دست برادرش أمير اسكندر بقتل آمد - لب .

سال هشتصد و سى و هفتم :

أمير شاه محمّد فوق در حدود سنجان بر دست أمير حاجى همدانى بقتل آمد در هشتصد و سى و هفت لب . فوت قاسم أنوار در هشتصد و سى و هفت معاصر ميرزا الغ بيك ، و مير مختوم از سادات مدينه اندكى پيش از قاسم أنوار مرد - مجالس . أمير نعمت اللّه نور الدين كهنبانى معاصر ميرزا شاهرخ بوده مجالس . ميرزا بايسنقر پسر سوم ميرزا شاهرخ در ايّام حيات ميرزا شاهرخ در صبح شنبه هفتم جمادى الاولى سنهء هشتصد و سى و هفت مرد ، ولادتش هفتصد و نود و نه - لب . و از ميرزا بايسنقر سه پسر ماند : ميرزا علاء الدوله ، و ميرزا سلطان محمّد ، و ميرزا بابر - لب . أمير اسكندر پسر قرايوسف در هشتصد و سى و هفت بشروان رفت و نهب و قتل و غارت كرد - لب .

سال هشتصد و سى و هشتم :

در هشتصد و سى و هشت ميرزا شاه‌رخ به جهت دفع أمير اسكندر پسر قرايوسف متوجّه آذربايجان شد ، ميرزا جهانشاه برادر أمير اسكندر به خدمت ميرزا شاه‌رخ رسيد ، و أمير زاده شاه علي پسر أمير شاه محمّد پسر قرايوسف نيز به خدمت رسيد ، و أمير بايزيد آق‌قوينلو از عظماى تركمان نيز رسيد ، و در اين مرتبه أمير اسكندر قوّت مقاتله نداشت از آذربايجان گذشت ، و قراعثمان بايندري كه سر راه بر او گرفته بود كشت و شاهرخ بآذربايجان آمد و آن حدود را بميرزا جهانشاه داد تا حدود روم و شام - لب . ميرزا أبو الفتح إبراهيم سلطان يكى از پنج پسر ميرزا شاه‌رخ مدّت بيست سال در فارس حاكم بود در زمان پدر ، در چهارم شوال سنهء هشتصد و سى و هشت مرد ولادتش در هفتصد و نود و هفت ، مدرسه دار الصّفاى شيراز از آثار او است ، و مولانا