در هشتصد و شانزده ، و فوت در هشتصد و بيست و هشت .
سال هشتصد و هفدهم : سال هشتصد و هجدهم :
ميرزا شاهرخ پسر تيمور در هشتصد و هجده فارس را به پسر خود أبو الفتح إبراهيم سلطان داد - لب .
سال هشتصد و نوزدهم : سال هشتصد و بيستم :
شيخ إبراهيم شيروانى را قرايوسف در هشتصد و پانزده در جنگ گرفت ، و خون بها گرفته او را بشيروان فرستاد ، و او پنج سال ديگر پادشاه بود ، و در هشتصد و بيست مرد ، و پسرش شيخ خليل بجاى او نشست و در هشتصد و شصت و هشت مرد - لب . ولادت ميرزا علاء الدولة بن بايسنقر بن ميرزا شاهرخ در هشتصد و شصت و پنج - لب .
فوت خواجه علاء الدّين عطار در بيستم رجب ثمانمائة و عشرين بود - نفحات ملّا جامى . قرايوسف از قراقوينلو با تيمور ياغىگرى كرد ، و در هشتصد و بيست مرد .
سال هشتصد و بيست و يكم :
تولّد ميرزا سلطان محمّد بن بايسنقر بن ميرزا شاهرخ در هشتصد و بيست و يك ، و قتلش در دست ميرزا بابر در هشتصد و پنجاه و پنج - لب .
سال هشتصد و بيست و دوم :
قرايوسف أوّل پادشاهان قراقوينلو در هشتصد و بيست بحلب و عينتاب رفت و در سنهء هشتصد و بيست و سه ميرزا شاهرخ از خراسان متوجّه او شد ، و قرايوسف نيز استقبال او نمود ، شيخ جزري قارى از حوزهء قرائت در هشتصد و بيست و دو بهمرسيد - شرح شاطبى . خواجه محمّد پارسا در ثمانمائة و بيست و دو به حج رفت و از مكّه برگشته در نهم ذى حجّه سنهء ثمانمائة و بيست و دو در مدينه مرد - نفحات ملّا جامى و بسطى دارد .