سال هشتصد و دهم :
جلال الدّين أميرانشاه يكى از چهار پسر تيمور تخت هولاكو كه عبارت از عراقين و آذربايجان و ديار بكر است تا سرحدّ روم و شام با او بود بعد از پدرش در هشتصد و ده در محاربه با قرايوسف در آذربايجان كشته شد - لب . فوت مغربى هشتصد و ده « خندان و خرامان شد و فرمود كه خير است » - مجموعه .
سال هشتصد و يازدهم :
در سال هشتصد و يازده ثابت بن نعير حاكم مكّه معظمه مرد و ناصرفرح پادشاه مصر سيّد حسن بن عجلان را والى مكّه معظمه كرد ، و اشراف مكّه همگى از اولاد سيّد حسن بن عجلاناند .
سال هشتصد و دوازدهم :
در هشتصد و دوازده ميرزا شاهرخ ميرزا خليل سلطان پسر ميرانشاه ابن تيمور را كه از حبس خلاص يافت بعراق و آذربايجان فرستاد ، و ماوراء النهر را بميرزا الغ بيك پسر خود داد - لب . سلطان سليمان ولد ايلدرم بايزيد ولد سلطان مراد ولد اوزخان ولد عثمان بيك پادشاه پنجم روم در هشتصد و دوازده كشته شد ، مدّت حكومت هفت سال ، و بعد از او سلطان محمّد پادشاه شد ، و در هشتصد و بيست و پنج مرد - حسن بيك .
ميرزا شاهرخ در سنهء هشتصد و دوازده سلطنت ماوراء النهر و تركستان را بميرزا الغ بيك پسر خود داد و تا انقراض حيات پدر در تصرّف او بود ، و در هشتصد و پنجاه و يك خبر فوت ميرزا شاهرخ به ميرزا الغ بيك رسيد - لب .
سال هشتصد و سيزدهم :
قرايوسف أوّل پادشاهان قراقوينلو در هشتصد و سيزده با سلطان أحمد ايلكانى در تبريز جنگ كرده او را بگرفت و در بيستم ربيع الاخر بكشت و عراق عرب نيز در تصرّف گرفت و به پسر خود شاه محمّد داد ، و يك بار ديگر بر سر قراعثمان رفته و قلعه ميرغني را محاصره نمود و عاقبت با او صلح نموده قرايوسف برگشت ، و در هشتصد پانزده با أمير شيخ إبراهيم شيروانى جنگ كرد - لب .