سابق است . ديگر آنكه دو روز و دو شب باران خيلى خوبى آمد كه رودخانهء شديدى آمد خيلى اسباب رفاه مردم شد و از اضطراب بيرون آمدند اگرچه قدرى به جهت برنج و ذرت ضرر داشت ولى به جهت زراعت گندم و جو خيلى خوب بود .
ديگر آنكه هنوز قنسول روس در شيراز است و متصل در صدد فساد است .
مورخهء روز چهارشنبه يازدهم شعبان المعظم 1320 مطابق دوازدهم نومبر مسيحى سنه 1902 .
هنوز ضرغام الدوله در شيراز هستند . ديگر آنكه پست كه از شيراز به سمت بوشهر مىرفت بالاى چنار راهدار او را برهنه كردهاند و معين است كه كار طايفهء شش بلوكى قشقايى است كه رد را بردهاند درب احشام آنها و مأمور از جانب حكومت رفته كه تنخواه پست را بگيرند .
ديگر آنكه دو روز است كه باز باران بشدت مىآيد ، امسال رموزهء سال خيلى خوب است .
ديگر آنكه نصر الدوله پسر قوام الملك را از خرامه آوردهاند ، حالش بهتر است ، شانهء او در رفته حال دكتر اسكات بسته است تا بعد از چند روز چه شود .
ديگر آنكه ايل قشقايى آمدهاند يك فرسخى شيراز و خيلى دستاندازى به مال مردم ميكنند ، بدون خوف و واهمه هرچه ببينند تصرف ميكنند . رسم است هر سال كه احشام قشقايى نزديك شهر مىآيند اهل شهر از كسبهجات و پيلهوران و غيره هركس اهل معامله است مىروند سر پوزهء كشن جلو احشام با آنها معامله مىكنند ، حال هم جماعتى كسبه مثل مسگر و خراز و غيره از مسلمان و يهودى رفته بودند سر پوزه تنخواه خود را تماما پهن كرده بودند كه دادوستد نمايند يك مرتبه كه ايل وارد آنجا ميشوند ميگويند شاه مرده و ميريزند به كلى تمام تنخواه اهل شهر را غارت ميكنند و صاحبانش هم هركس حرفى مىزند او را بقاعده ميزنند . حضرات كسبه و غيره اجماعا به شهر مراجعت كرده ميريزند درب باغ حكومتى اظهار تظلم و دادوفرياد ميكنند .
حكومت فراشباشى خود را همراه آن جمعيت مىفرستند مىآيند منزل صولت الدوله و ضرغام الدوله ، به آنها اظهار ميكنند . صولت الدوله قرار داده هركس قسم بخورد كه چقدر تنخواه مرا بردهاند من نقد مىدهم . ولى مشكل است چيزى عايد صاحبان تنخواه بشود . و نيز قشقايىها درب كوشك نصر الله ميرزا كه يك ميل از شهر دور است پنج شش رأس الاغ سرقت مىكنند ، صاحبش از اهل كوشك مدد ميطلبد . اهل كوشك حمايت كرده مىريزند هر قسم بوده الاغها را از سارقين پس مىگيرند ولى سارقين يك نفر از اهل كوشك را با قداره به فرقش زدهاند كه مشرف به موت است .
ديگر آنكه اهل كسبه كه تنخواه آنها را در پوزهء كشن قشقايىها به غارت برده بودند ميروند نزد بنان السلطنه كه حال وزير است مجددا عارض مىشوند ، چندان اعتنايى و جواب درستى به آنها داده نشده است ، زياد هرزگى به وزير كردهاند و حال رفتهاند كه دكاكين را ببندند . خيلى شهر و بيرونها مغشوش است كه كسى جرأت از دروازه بيرون رفتن را ندارد . اگر اين قسم باشد مشكل است به اين زودى منظم شود .
مورخهء چهارشنبه هيجدهم رجب المرجب 1320 مطابق نوزدهم ماه نومبر مسيحى 1902 .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 688
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٦٨٨