است كه او را خفه كرده در چاه انداختهاند . جنازهء او را مىآورند دو روز قبل در حضرت شاه چراغ دفن مىكنند . حال از قرار مذكور كاكا سياه را پيدا كردهاند ، كاكاى مذكور ميگويد كه " دو نفر با من رفيق بودهاند يكى كاكا سياه است و ديگرى سفيد است ، اين دو نفر هم هر روز از من جويا مىشدند كه خانم تو خيلى اسباب دارد يا خير ، من كه از خيال آنها خبر نداشتم ميگفتم خيلى اسباب دارد ، مرا تحريك ميكردند كه از اسبابهاى او چيزى سرقت كرده بياور كه اين شبها با هم برويم در قهوهخانه صرف كنيم ، من راضى نمىشدم ، تا اينكه شبى من با خانم در منزل بوديم ، خانم خوابيده بود من بيدار بودم ديدم اين دو نفر حاضر شدند ، من خواستم فرياد كنم ، گفتند اگر صدا دادى تو را خواهيم كشت من از ترس هيچ نگفتم ، خواستم خانم را بيدار كنم آنها حمله كرده چارقد خانم را در دهن او كرده يكى هم روى سر او نشسته و ديگرى مشغول جمع كردن اسباب شد ، باز من خواستم صدا كنم قداره كشيده گفتند ترا هم مىكشيم . من همينطور ايستاده بودم تا تمام تنخواه را جمع كرده بردند ، خانم هم خفه شده بود او را در چاه انداختند . من هم از ترس خود همراه آنها رفتم . اين طورى كه كاكاسياه مذكور كرد پنج شش روز نعش آن ضعيفهء بيچاره در چاه بوده است .
ديگر آنكه همه هفته در شيراز بارندگى مىشود ، دو سه روز است هوا بشدت سرد كرده و كوهها برف زده است .
مورخهء چهارشنبه شانزدهم رمضان المبارك 1320 مطابق هفدهم ديسمبر مسيحى 1902 .
ايل قشقايى را سپرده بودند به ضرغام الدوله و صولت الدوله ، صولت الدوله از شهر به طرف گرمسير رفته بود ، ضرغام الدوله در شهر بود ، دو سه روز قبل خبر آوردند صولت الدوله عملهء ضرغام الدوله را چاپيده است و دستاندازى به دهات و املاك مردم هم كرده است .
جناب آصف الدوله حكم كردند كه صولت الدوله از كار خارج باشد و ايل قشقايى تمام به خود ضرغام الدوله باشد ، ضرغام الدوله هم اين دو روزه از شهر ميرود و ليكن احتمال دارد ميانهء اين دو برادر بر سر قشقايى نزاع سختى واقع شود .
ديگر آنكه از قرارى كه مذكور است از طهران يك صد هزار تومان مساعدهء سال نو را از جناب آصف الدوله خواستهاند كه حكومت سال نو را به خودشان بدهند و چون ايشان يقين ندارند كه حكومت سال نو را به ايشان خواهند داد قبول نكردهاند .
ديگر آنكه پانزده هزار تومان از وجهى كه بايد به حضرت و الا شعاع السلطنه برسد كسر گذارده بودند كه معتمد السلطنه در اول سال مأخوذ كرده است ، از طهران حكم شد به رئيس تلگرافخانه كه به سختى از جناب آصف الدوله بگيرند ، ايشان هم لابد دادند .
مورخهء چهارشنبه بيست و سيم شهر رمضان المبارك 1320 مطابق بيست و چهارم ديسمبر 1902 .
در شهر خيلى دزدى مىشود حال ديگر به خانهء خارجهها هم ميروند و دزدى ميكنند ،
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 691
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٦٩١