قنسول روس ، مشار اليه هم پيشخدمت بيگلربيگى را نگاه ميدارد كه هفت تومان پول از آدم من بردهاند و بايد فراشباشى بيايد ترضيه بخواهد تا آدم بيگلربيگى را مرخص كنم . فراشباشى هم ميرود ، گويا درست معذرت نخواسته ، پيشخدمت بيگلربيگى را قنسول روس مرخص نمىكند ، يك روز و يك شب پيشخدمت بيگلربيگى را حبس مىكند ، بعد بيگلربيگى هفت تومان را به جهت قنسول روس ميفرستد ، بعد از يك روز و يك شب پيشخدمت بيگلربيگى را مرخص ميكنند .
ديگر آنكه ميرزا على محمد خان كارگزار بمبئى كه در شيراز است در باغ خود كه ربع فرسخى شهر است ميهمان داشته ، خوابگاه او را از باغ به شهر مىآوردند ، نزديكى شهر سه نفر سوار هر كدام با تفنگ مارتين جلو آدم او و آدمهاى ميهمان او را ميگيرند ، آدمها را زياد ميزنند و يك لنگهء خوابگاه او را هم بسرقت مىبرند ، بعد سوارها علانيه از دروازهء كازرون داخل شهر مىشوند . از قرار معلوم محض بدنامى ايالت اين كار را كردهاند . حال حكومت در صدد هستند كه سوارها را در شهر پيدا كرده بگيرند .
ديگر آنكه جناب آصف الدوله امروز محض ورود اعليحضرت همايونى به خاك گيلان شليك توپ كرده و نقارهخانه زدند .
مورخهء روز چهارشنبه بيست و هفتم ماه جمادى الاخرى 1320 مطابق غرهء اكتوبر مسيحى 1902 .
از 28 جمادى الاخرى 1320 مطابق 2 اكتوبر 1902
كارهاى حكومتى از قرار سابق است ، نرخ اجناس الحمد الله قدرى تنزل كرده است و اجناس فراوان است .
ديگر آنكه صولت الدوله ايلبيگى قشقايى با ضرغام الدوله برادر مشار اليه با تمام ايلات قشقايى آمدهاند در بيضا و مشغول گرفتن ماليات هستند .
ديگر آنكه عطاء الدوله با منتصر الملك پسرش رفته بودند به خلارتيولى خود محض اجحاف و تعدى كه از هر ساله مبلغى زيادتر بگيرند ، كدخداى خلار را گرفته بودند ، رعاياى خلار يك مرتبه محض حمايت به كدخداى خود ريخته بودند روى آدمهاى عطاء الدوله و آنها را زياد زده بودند ، حتى چادرهاى عطاء الدوله را پاره كرده و كدخداى خود را رها كرده بودند .
عطاء الدوله منتصر الملك را به شيراز فرستاد و عارض به حكومت شد . حكم شد به صولت الدوله كه برود اشرار خلار را بگيرد ، ميرزا فرج الله خان را هم مأمور اين كار كردهاند ، رفته است . اهالى خلار از شنيدن اين حكم تماما فرار كرده به كوه و بيابانها رفتهاند . حال هنوز خبر درستى نرسيده كه صولت الدوله چه كرده است .
مورخهء پنجم شهر رجب المرجب سنهء 1320 مطابق هشتم ماه اكتوبر مسيحى سنهء 1902 .
جناب آصف الدوله روز جمعه هفتم ناهار ميهمان سالار السلطان پسر بزرگ قوام الملك در باغ مشار اليه كه در شهر است بودند ، از صبح رفته تا عصر در آنجا بودند .