تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 687

مساهمون:

ص٦٨٧
ديگر آنكه روز ورود اعليحضرت همايونى به طهران جناب آصف الدوله شليك توپ كرده و نقاره‌خانه زدند . ديگر آنكه پسران قوام الملك تلگرافى از قول اهل شهر نوشته دادند ملاها و شاهزادگان و تجار مهر كرده خودشان هم مهر نموده به اعليحضرت همايونى تلگراف كردند كه " در ايام سفر اعليحضرت همايونى شيراز در كمال نظم و آرامى بوده و جناب آصف الدوله نهايت مهربانى را به اهل فارس نموده‌اند ، به هيچ وجه شكايتى نداريم ، اگر كسى هم شكايتى كند از ايالت و غيره محض عرض نفسانى خودش است " . مورخهء روز چهارشنبه بيست و ششم رجب المرجب 1320 مطابق بيست و نهم اكتوبر 1902 . صولت الدوله ايلبيگى قشقايى و برادرش ضرغام الدوله هر دو به شهر آمده‌اند ، صولت الدوله در باغ سنقرى كه ربع فرسخى شهر است منزل دارند ، ضرغام الدوله در شهر منزل ظفر السلطان سرتيپ فوج سربندى منزل نموده است و مشغول تفريغ حسابهاى خود با ديوان هستند . ديگر آنكه ما شاء الله نام مهتر عاليجاه مستر زايس كشيش در خانهء چند نفر سيد منزل داشته ، اهل آن خانه صلاح خود را نمىدانند كه مشار اليه در منزل آنها منزل داشته باشد مىگويند از خانهء ما بيرون برو . بعد از گفتگوى زياد مشار اليه راضى مىشود كه از آن خانه بيرون رود . روزى كه اسبابش را از آن خانه بيرون مىبرده به زن يك نفر سيد گفتگو مىكند ، به غير از آن ضعيفه هم كس ديگر در خانه نبوده ، ما شاء الله آن ضعيفه را از آستانهء اطاق به زمين مىكشد و كتك زيادى به او مىزند ، ضعيفه هم حامله بوده بچهء او سقط مىشود ، حال خودش هم بدحال است . كسان ضعيفه از سادات و غيره جمعيت كرده آمدند به وكالت‌خانهء انگليس عارض شدند . على الحساب ما شاء الله در حبس است تا آن ضعيفه معلوم شود كه بهتر مىشود يا فوت مىشود ، هرطور شد حكم آن بشود . ديگر آنكه شخصى هم به زنش نزاع مىكند و ضعيفه را مىزند به حدى كه فوت مىشود . كسان ضعيفه به حكومت عارض شده‌اند ، حكومت در مقام تحقيق برآمده‌اند . ديگر آنكه نصر الدوله پسر قوام الملك رفته است سربند جلو عربها به جهت نظم و وصول ماليات آنها . مورخهء روز چهارشنبه چهارم شعبان المعظم 1320 مطابق پنجم ماه نومبر مسيحى 1902 .

از 5 شعبان 1320 مطابق 6 نومبر 1902

نصر الدوله پسر قوام الملك كه سربند جلو عربها رفته است در آنجا به شكار رفته بوده از اسب افتاده ، از قرار مذكور دستش شكسته است . سالار السلطان با دكتر اسكات از شهر به آنجا رفته است . ديگر آنكه محض فوت حاجى ميرزا حسين مجتهد در نجف اشرف روز شنبه هفتم دكاكين و بازارها بسته و پشت دكانها ختم گذارده قرآن‌خوانى كردند . ديگر آنكه كارهاى حكومتى مثل
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 687 | على اكبر سعيدى سيرجانى