تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 684

مساهمون:

ص٦٨٤
گاه با آدمهاى رؤساى دروازهء سعدى نزاع ميكنند ، رئيسها مىآيند به حكومت عرض مىكنند . حكومت چند نفر فراش ميفرستند جلوگيرى از سربازان كنند و به صاحبمنصب آنها خبر مىدهند كه اگر سربازان رفتند نزاع كنند چنانچه كشته شدند مسئول خودتان هستيد ، صاحبمنصب آنها هم ميفرستد سربازان را آرام مينمايند . ديگر آنكه قوام الملك روز چهارشنبه ششم نقل مكان به باغ گلشن خود كرده بود صبح دوشنبه يازدهم به سمت بوشهر جهت رفتن به عتبات حركت كرد . مورخهء روز چهارشنبه سيزدهم شهر جمادى الاخرى 1320 مطابق هفدهم سپتمبر 1902 . شب چهاردهم شهر حال كه شب ميلاد اعليحضرت همايونى بود جناب آصف الدوله جشن گرفتند ، از داخله و خارجه هم دعوت كرده بودند به جهت صرف چاى و شربت ، چراغان و آتش‌بازى هم كردند . ديگر آنكه جناب آصف الدوله و شهاب الملك نايب الاياله پسر ايشان و بنان السلطنه وزير شب دوشنبه هيجدهم از شيراز به باغ گلشن قوام الملك رفته آن شب را در آنجا ميهمان نصر الدوله پسر كوچك قوام الملك بودند . صبح دوشنبه از آنجا بعنوان شكار به جوشك چهار فرسخى شيراز رفته‌اند ، هنوز مراجعت نكرده‌اند . معزز الدوله بيگلربيگى برادر جناب آصف الدوله به جهت رسيدگى به كارهاى مردم در شهر مىباشند . مورخهء روز چهارشنبه بيستم شهر جمادى الاخرى 1320 مطابق بيست و چهارم سپتمبر 1902 . جناب آصف الدوله كه به جوشك رفته بودند يك روز هم ناهار ميهمان امام جمعه در كوشك پيچه ده امام جمعه بوده‌اند ، عصر پنجشنبه بيست و يكم مراجعت به شهر كردند . ديگر آنكه از قرارى كه بعضى ميگويند صولت الدوله ضرغام الدوله را بطور حبس نظر در چادر خود نگاه داشته كه مشار اليه آشوبى نكند ، ولى از قرارى كه بعضى ديگر ميگويند ضرغام الدوله قهر كرده و قهرا مداخله در قشقايى نمىكند ، قدرى هم بيرونها كه به آن اندازه دزدى زياد مىشد آرام شده كمتر دزدى مىشود . ديگر آنكه اعلانى نوشته درب مساجد و غيره چسبانيده‌اند كه " اى اهل شيراز آسوده باشيد كه حضرت و الا شعاع السلطنه حاكم فارس ميشوند و عما قريب به شيراز مىآيند و اسباب رفاه حال شما فراهم خواهد آمد " . ديگر آنكه شب يكشنبه بيست و چهارم شهر حال آدم قنسول روس در منزل آدم رئيس بانك با شيخك مشهور كه از الواط است ميهمان بوده‌اند ، ساعت شش از شب گذشته از خانهء آدم رئيس بانك بيرون مىآيند ، شش لولى خالى ميكنند ، فراشباشى بيگلربيگى آنها را ميگيرد ، صبح يكشنبه به قنسول روس اطلاع مىدهند ، مشار اليه منشى خود را پيش بيگلربيگى مىفرستد ، خيلى بدحرفى مىكند . بعد از آن آدم قنسول روس را بيگلربيگى با پيشخدمت خود ميفرستد پيش