واقع مىشود ، چند تير گلوله مىاندازند ، دو نفر كه يكى آدم مشير همايون و ديگرى شخص درويشى بوده گلوله خوردهاند ، چند نفر هم زخمى شدهاند . تمام اين كارها تقصير سربازان فوج كمره بوده است .
ديگر آنكه در شهر بيش از بيرونها شلوغ و اغتشاش است ، حالا هم نه حاكم معين است نه نايب الحكومه و نه بيگلربيگى ، هيچكدام معلوم نيست ، هر روز نزاع مىشود ، مردم شب از ترس خواب ندارند . آدمهاى حضرت و الا شعاع السلطنه متصل در شهر اغتشاش مىكنند ، مخصوصا دو سه شب قبل ريخته بودند در قهوهخانهء ميدان و هرزگى كردهاند و فحش زياد به جناب آصف الدوله دادهاند ، اراذل و اوباش شهر هم ديروز درب دروازهء شاه داعى با هم نزاع سختى كرده و يكديگر را زخم زدهاند ، ريختهاند دكاكين آنجا را بستهاند . شهر بىنهايت شلوغ است ، هر شب از سر شب تا صبح قريب هزار تير گلوله روى بام خانههاى مردم از ترس دزد انداخته مىشود ، هيچكس خواب ندارد چونكه اغلب خانههاى مردم را مىبرند و دكاكين مردم را غارت مىكنند . از شاه مردن بدتر شده است و روز واى نفسى است .
ديگر آنكه اجزاى حضرت و الا شعاع السلطنه بيش از سى هزار تومان به كسبه و اهل شهر بدهكارند ، تمام طلبكاران آنها ريختهاند درب باغ حكومتى به سختى و فضاحى مطالبه مىكنند ، احتمال دارد بر سر اين مسئله هم فساد كلى بشود .
مورخهء روز چهارشنبه بيست و نهم ذيحجه الحرام 1319 مطابق نهم اپريل 1902 .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 668
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٦٦٨