ديگر آنكه مبالغى حقوق ديوانى مردم نرسيده و بروات خالى از وجه در دست دارند ، مردم شكايت به طهران كردهاند ، حضرت و الا تلگرافى به مدبر السلطنه و قوام لشكر در اين باب كردهاند كه عينا از اين قرار است " جنابان مدبر السلطنه و قوام لشكر ، اين تلگراف به منزلهء اعلان عمومى است كه به شما مىكنم و شما به مردم ابلاغ نماييد ، معتمد السلطنه به ادعاى اينكه از من طلب دارد از قراريكه متواترا تلگراف مىرسد حقوق مردم را نداده و متعذر به اين عذر است ، اولا او از من طلب ندارد بلكه من از او طلب دارم ، در عين حال اين ربطى به عمل حقوق مردم ندارد و اولياى دولت لابد رسيدگى خواهند كرد ، در مسئلهء حقوق سركارى و ديوانى من دخيل نيستم و كسى اين عذر را قبول نكرده و حق رنجش از من ندارد . ملك منصور " .
ديگر آنكه سادات و طلاب و غيره كه حقوق ديوانى آنها نرسيده اجماع كرده ريختهاند در منزل معتمد السلطنه و مطالبهء حقوق خود را به فضاحى مىكنند .
ديگر آنكه بيرونها خيلى شلوغ است ، ايل قشقايى آمدهاند يك فرسخى شهر متصل مال مردم را مىبرند ، قاطرهاى برفى را بردهاند ، دو روز است كه به كلى برف در شهر جهت مجالس تعزيهدارى نمىآورند ، چند وقر آرد مال شخص خبازى كه از آسياب شهر مىآوردند بردهاند .
ديگر آنكه اجزاى كارخانهء حضرت و الا شعاع السلطنه ديشب در ميدان توپخانه مست كرده بودند ، قوام لشكر از آنجا عبور مىكرده يكنفر اياغچى با قداره و شش لوله مىخواسته قوام لشكر را بزند ، آدمهاى قوام لشكر جمع مىشوند كه او را بگيرند او فرار مىكند ، سرباز فوج كمره هم به حمايت قوام لشكر مىريزند در آشپزخانهء ديوانى اجلال الدوله هم با سربازان ترك به حمايت اياغچى مىخواستند سربازان كمره و فراشان قوام لشكر را بزنند ، شلوغ زياد مىشود و قوام لشكر به هزار زحمت فتنه را مىخواباند . در حقيقت اجزاى حضرت و الا شعاع السلطنه عقب فساد ميگردند تا يك فتنهء بزرگى در شيراز برپا نكنند مشكل است حركت كنند .
ديگر آنكه حضرات فسايى كه از دبير حضور پسر معتمد السلطنه چهار ماه است شكايت دارند و بستى بودند كه دوازده هزار تومان ترجمان و اجحاف به ما كرده است و حكم از حضرت اشرف اتابك اعظم شده بود كه رفع ادعاى آنها را دبير حضور بنمايد . به محصلى رئيس تلگرافخانهء شيراز به يك قسمى عمل آنها گذشت و نوشتهء رضايتنامه دادند .
مورخهء روز چهارشنبه چهاردهم محرم الحرام 1320 مطابق بيست و سيم اپريل 1902 .
از بابت ادعاى حضرات گچكوب و آجرپز كه قريب سه هزار تومان دعوى مىكردند به حكم دولت هزار و هشتصد تومان به آنها داده شد و ساكت شدند . ديگر آنكه از بابت دعاوى مردم به معتمد السلطنه از حقوق ديوانى و غيره از طهران حكم شده هركس طلبى از مشار اليه دارد يا خودش به طهران بيايد يا حسابش را به طهران بفرستد ، در آنجا رسيدگى شده حكم آن مىشود .
ديگر آنكه معتمد السلطنه روز سهشنبه بيستم از شيراز حركت كرد ، اندرون حضرت و الا شعاع السلطنه هم دو روز قبل از معتمد السلطنه با اجزاء به سمت طهران حركت كردند . در اين حكومت
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 670
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٦٧٠