سال 1320 وقايع اتفاقيه دار العلم شيراز
از غرهء محرم 1320 مطابق 10 اپريل 1902
چونكه شهر خيلى شلوغ بود جناب آصف الدوله در تلگرافخانهء طهران حاضر شده مدبر السلطنه و قوام لشكر و صاحبمنصبان افواج را به تلگرافخانهء شيراز احضار كردند ، مدبر السلطنه و قوام لشكر را نايب الحكومه كرده و به صاحبمنصبان افواج هم حكم كردند به آنها همراهى و تقويت كنند كه شهر را منظم بدارند تا خود ايشان وارد شوند . ديگر آنكه از قراريكه در شيراز مىگويند جناب آصف الدوله روز جمعه سيم شهر حال بچاپارى از طهران حركت كرده و تا پانزدهم شانزدهم دو منزل يكى خود را به شيراز خواهند رسانيد . ديگر آنكه يك دو روز است شهر بالنسبه به چند روز قبل قدرى آرام شده و ليكن باز اغلب شبها خانههاى مردم را مىبرند ، بيرونها همين قسم خيلى شلوغ و مغشوش است .
ديگر آنكه اعتماد السلطنه پسر بزرگ قوام الملك هم دو سه روز قبل از شيراز حركت كرده از راه سرحد به طرف اصفهان رفته كه برود در آنجا به قوام الملك ملحق شود .
مورخهء روز چهارشنبه هفتم شهر محرم الحرام 1320 مطابق شانزدهم ماه اپريل 1902 .
از بابت طلب كسبه و اهل شهر كه از حضرت و الا شعاع السلطنه و اجزاى ايشان دارند و ريخته بودند درب باغ حكومتى و به سختى مطالبه مىكردند اول حضرت و الا شعاع السلطنه به معتمد السلطنه تلگراف كردند كه من از شما طلب دارم در عوض به كسبه و غيره بدهيد .
معتمد السلطنه جواب داده بود كه از من طلبى نداريد و نمىدهم . بعد حضرت و الا به توسط اجلال الدوله پولى حواله دادهاند كه به مردم داده شود .
ديگر آنكه حضرت گچكوب و آجرپز از بابت عمارتى كه حضرت و الا شعاع السلطنه در ارگ حكومتى ساختهاند قريب سه هزار تومان از بابت قيمت مصالح طلب دارند ، هرچه كردند به آنها داده نشد ، تلگراف به حضرت اشرف اتابك اعظم كردند ، ايشان جواب دادند كه از معتمد السلطنه بگيريد . حضرات گچكوب و آجرپز هم ريختهاند در منزل معتمد السلطنه به سختى و فضاحى از او مطالبه مىكنند و خيلى بد به او مىگويند ، معتمد السلطنه هم جواب مىدهد به من دخلى ندارد ، عمارتى حضرت و الا شعاع السلطنه ساختهاند بايد خودشان از عهده برآيند . همين قسم حضرات در منزل معتمد السلطنه هستند .