خيلى ضرر به مردم رسيده است و اجزاء خيلى تنخواه اهل شيراز را بردهاند .
مورخهء روز چهارشنبه بيست و يكم شهر محرم الحرام 1320 مطابق سىام ماه اپريل 1902 .
حاجى عظيم السلطنه رئيس دفترخانهء ديوانى شيراز و بزرگ مستوفيان چند روز قبل بدون ناخوشى به مرض سكته فوت شد ، پسران مشار اليه سه روز در مسجد مشير ختم گذاردند .
ديگر آنكه ايل قشقايى خيلى مال مردم را مىبرند ، يك فرسخى شهر كسى جرات نمىكند عبور نمايد كه او را برهنه مىكنند ، ناظم سيم كه به زير سيم مشغول تعمير است آدم او را قشقايىها گرفته هرچه تنخواه و اسباب و وجه نقد همراه داشتهاند سرقت كردهاند ، چند نفر زوار كه از طرف بوشهر به شيراز مىآمدند آنها را برهنه كردهاند و تمام تنخواه آنها را بردهاند ، دهات مردم را كه حول و حوش شهر واقع است به كلى چاپيدهاند ، ايلبيگى آنها ضرغام الدوله هم به كلى اعتنا به حكومت ندارد مثل اينكه ياغى شده است .
ديگر آنكه جناب آصف الدوله روز جمعه بيست و سيم از اصفهان به سمت فارس حركت كردهاند ، انتظام الممالك پسر جناب قوام الملك هم به جهت رسيدگى به علاقهجات خودشان همراه است ولى جناب قوام الملك و اعتماد السلطان پسر بزرگ ايشان حكما روانهء عتبات خواهند شد .
ديگر آنكه طايفهء بهارلو خيلى اغتشاش كردهاند ، دو فرقه شدهاند هر طرفى هزار و پانصد نفرى جمعيت دارد ، با هم نزاع مىكنند ، چند نفر از طرفين كشته شدهاند . چنين به نظر مىرسد كه جناب آصف الدوله هم نتوانند اين اغتشاش را آرام نمايند و نظم درستى بدهند .
ديگر آنكه قوام لشكر و مدبر السلطنه كه نايب الحكومه هستند چندان كسى اعتنايى به آنها ندارد ، عمل نان هم خيلى مغشوش است ، دو سه روز است كه نان پيدا نمىشود و يك من يك عباسى علاوه بر قيمت نان كردهاند ، جو هم به كلى يافت نمىشود ، خيلى به مردم بيچاره سخت مىگذرد ، اكنون نان يك من دو ريال به سختى تحصيل مىشود .
ديگر آنكه عباسقلى ميرزا كه رئيس تلگرافخانهء ايرانى شيراز شده و از اصفهان به شيراز مىآمد در مشهد مرغاب او را برهنه كرده و خيلى اذيت به او نمودهاند ، ديشب وارد شيراز شد .
ديگر آنكه سه هزار من گندم بتوسط ميرزاى آقاى تاجر ترياكى به جهت بعضى خبازها از آباده به شيراز آوردند ، يك من دو هزار و سيصد دينار وارد شد ، قوام لشكر و مدبر السلطنه هم فرستادهاند كه بايد حكما از بابت اين گندم وقرى دو ريال هم به ما بدهى . در اين صورت خيلى مشكل است كه نان در شيراز ارزان شود .
ديگر آنكه اعلانى در چند جا چسبانيدهاند و مخصوص يكى هم درب منزل كارگزار چسبانيدهاند كه " زنى است عيال يكنفر از رعاياى روس و فعلا در منزل يكى از تجار مسيحىهاى ملكم مىباشد و بعضى حركات ناشايسته و افعال شنيعه مىكند ، اگر او را از شهر بيرون كرديد خيلى خوب و الا ما شصت نفر هم قول و هم قسم هستيم ميريزيم ضعيفه را از خانهء مشار اليه بيرون آورده اخراج ميكنيم و اذيت به همگى مىكنيم " . از قرائن خارجه اين كار خود كارگزار است محض جلب منفعت خود .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 671
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٦٧١