تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 665

مساهمون:

ص٦٦٥
مردم بدهند . همان ساعت كه اين حكم را كرده فراش مىفرستادند درب دكاكين خبازى هرچه نان درب دكانها بود به زور برداشته مىآوردند مىدادند به مردم و آنهاييكه در تلگرافخانه بودند . از آنطرف تمام علماى بزرگ و تجار معتبر و روساى صنف و محترمين قريب پنج هزار نفر در مسجد نو همين قسم چادر زده شب و روز نشسته‌اند مىگويند ما حاكم را نمىخواهيم . علما حكم كفر شيخ الرئيس را داده‌اند و او را واجب القتل مىدانند چونكه بر اينها ثابت شده است كه بابى است ، حال دو فرقه شده‌اند ، در حقيقت اين دو فرقه با هم نزاع دارند و متصل طرفين فرياد مىكشند و هريك بد از يكديگر مىگويند . ديشب حضرت و الا شعاع السلطنه به آنهاييكه در تلگرافخانه هستند شام داده ، قوام الملك هم به حضراتى كه در مسجد نو هستند شام داد . خيلى بد اوضاعى فراهم آمده است ، هر ساعت به جهت ادارهء تلگرافخانهء انگليس و وكالت‌خانهء انگليس پيغامهاى سخت مىفرستند و تهديد و تشر مىزنند كه اگر جواب تلگرافهاى ما بطور دلخواه نيايد شما خارجه‌ها را اذيت كلى مىكنيم . و ما خارجه‌ها الان در مورد خطر جانى و مالى هستيم و تا حال تحرير كه عصر روز چهارشنبه غرهء شهر ذيحجه مىباشد اين شورش و بلواى در تلگرافخانه و مسجد نو برپا است تا بعد چه شود . مورخهء روز چهارشنبه غرهء ذيحجه الحرام 1319 مطابق دوازدهم ماه مارچ 1902 .

از 2 ذيحجه 1319 مطابق 13 مارچ 1902

همين قسم دو فرقه بلوايى در مسجد نو و تلگرافخانه بودند تا عصر جمعه سيم تلگرافى محرمانه از اعليحضرت همايونى به حضرت و الا شعاع السلطنه رسيد كه فورا حركت كنيد ولى اگر يك نفر از مردم دماغش خون بيايد مسئول دولتى خواهيد بود . حضرت و الا شعاع السلطنه محض اينكه مردم را متفرق كنند به مردم و شيخ الرئيس گفتند كه حكومت من مستقل شد مردم را متفرق كنيد . به هر قسم بود آنهايى را كه در تلگرافخانه بودند متفرق كردند ، شيخ الرئيس را هم به منزل خود بردند . همان شب شنبه چهارم حضرت و الا شعاع السلطنه نصفه شب مخفى با چند نفر رفتند به اكبرآباد يك فرسخى شيراز ، دو روز در آنجا توقف كرده تا نوكران ايشان تدارك خود را ديده از آنجا به سمت طهران حركت كردند ، قوام الملك هم احضار به طهران شده است ، على پاشا خان سرهنگ قزاق مأمور بود كه او را از شهر بيرون كند ، قوام الملك هم روز شنبه چهارم نقل مكان به باغ عفيف‌آباد خود كرده كه برود ، مردم مىخواهند نگذارند كه قوام الملك برود . علما و تجار و كسبه و غيره تمام در مسجد نو مستعد نشسته بودند مىگفتند تا حاكم نو از طهران حركت نكند و دولت به عرايض ما رسيدگى نكنند از مسجد بيرون نمىآييم . بعد از آنى كه ديگر نه قوام الملك و نه حضرت و الا شعاع السلطنه نان به مردم ندادند نان يك من سى و دو شاهى بلكه زيادتر به زور به مردم مىرسد . معتمد السلطنه كه پيشكار بود حال به حكم دولت نايب الحكومهء بالاستقلال است و جلاء الملك كه حاكم دشتى و دشتستان بود بيگلربيگى شده است ولى شهر خيلى مغشوش است بيرونها هم كمال اغتشاش را دارد . از طهران حكم شد معتضد السلطنه رئيس قشون از رياست قشون معزول و
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 665 | على اكبر سعيدى سيرجانى