شيراز به جهت مردمان بيچاره خيلى مشكل شده است .
ديگر آنكه معتمد السلطنه روز شنبه هيجدهم كه روز عيد غدير بود به همان قاعدهء عيد نوروز سلام نشست .
ديگر آنكه نواب و الا اجلال الدوله خالوى حضرت و الا شعاع السلطنه و جلاء الملك كه على الحساب بيگلربيگى است بعضى از مردم و شيخ الرئيس را تطميع كرده مىخواستند ديروز كه بيست و يكم بود آنها را به تلگرافخانه ببرند كه تلگراف كنند ما حضرت و الا شعاع السلطنه را مىخواهيم . علما و كسبه و اشخاصى كه در مسجد نو بودند همه متفق شده بودند كه اگر شيخ الرئيس از منزلش بيرون آيد كه به تلگرافخانه برود او را پارهپاره كنند ، اطراف خانهء او را همه با يراق محاصره كرده بودند . شيخ الرئيس هم از ترس به كلى از منزل بيرون نيامد .
ديگر آنكه از قراريكه در شيراز شهرت دارد آصف الدوله حاكم فارس شده است .
ديگر آنكه ايل عرب از فسا و داراب و مرودشت تمام اين صفحاتى كه محل عبور آنها بوده جميع حاصل مردم را چرانيده و املاك مردم را چاپيدهاند ، ديگر آبادى براى كسى باقى نگذاردهاند . بيرونها كه به اين طريق در كمال بىنظمى و شلوغ است ، شهر هم نهايت بىنظم است ، احدى هم اعتنا به معتمد السلطنه نمىكند ، نه حاكم معلوم است و نه مردمان بيچاره تكليف خود را مىدانند ، هركس هر كارى مىخواهد مىكند ، روزبروز هم نرخ نان را خبازان ترقى مىدهند ، نان سنگك دو قران و نان تنورى دو ريال و سه قران به زور به مردم مىرسد .
ديگر آنكه حضرت و الا شعاع السلطنه تلگراف كردهاند كه اندرون ايشان و اجزاء تماما حركت كنند ، حال در تدارك حركت هستند . اجلال الدوله مشغول حركت دادن اندرون ايشان مىباشد .
مورخهء روز چهارشنبه بيست و دويم ذيحجه الحرام 1319 مطابق دويم ماه اپريل 1902 .
محقق شد كه جناب آصف الدوله حاكم فارس شدهاند و همين دو سه روزه از طهران حركت مىكنند . حضرت اشرف اتابك اعظم تلگرافى به علما كرده بودند كه جناب آصف الدوله حاكم شده و انشاء الله اسباب آسايش مردم فراهم خواهد شد .
ديگر آنكه دو سه شب قبل صمد آقاى تاجر ترك رعيت روس دو نفر زن فاحشه با چند نفر مطرب يهودى به منزل خود برده بود ، فرداى آن شب كه حضرات از منزل مشار اليه مىروند بعضى از اسباب صمد آقا گم مىشود ، پاكار مىفرستد زنها را گرفته در خانهء كدخدا نگاه داشتهاند و يهودىها را به اعتماد السلطان پسر قوام الملك عرض مىكند گرفته حبس كردهاند .
ديگر آنكه روز پنجشنبه بيست و سيم چند نفر از سربازان فوج كمره دو سه نفر زن فاحشه را برداشته مىبرند در باغچهء ميرزا محمد رضا كه منزل جعفر قلى خان سرتيپ فوج فريدن مىباشد ، چند نفر سربازان فوج فريدن كه درب باغچه قراول بودهاند مانع مىشوند ، با هم نزاع مىكنند ، سربازان فوج كمره سربازان فوج فريدن را مىزنند ، بعد سربازان فوج فريدن مىروند درب سربازخانه درب دروازهء باغ شاه كه منزل فوج كمره مىباشد تلافى مىكنند ، در آنجا نزاع سختى فيما بين آنها
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 667
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٦٦٧