تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 663

مساهمون:

ص٦٦٣
ديگر آنكه دو روز قبل حضرت و الا شعاع السلطنه قوام الملك و اعتماد السلطان پسرش را طلبيده يك ثوب آبدست ترمه به قوام الملك و يك ثوب پالتو به اعتماد السلطنه خلعت داده و شهر را هم سپردند به اعتماد السلطنه كه كما فى السابق بيگلربيگى باشد ، ابوابجمعىهاى قوام الملك را هم تماما به خودش برگزار كرده‌اند ولى هنوز تمسك مالياتى نداده‌اند . باطنا با اين وضع حكومت هيچ مايل نيستند كه داخل كارى شوند ، پنجاه و پنج هزار تومان از هر ساله اضافه تفاوت عمل قرار داده بدهد ولى كارهاى حكومتى خيلى مغشوش است . ديگر آنكه امير آقا خان ضابط عرب و باصرى عريضه‌اى به حضرت و الا شعاع السلطنه نوشته كه " عربها ياغى شده‌اند ميخواهند مرا بكشند ، يا حكم كلانترى عرب با سرباز و سوار و توپ و حكم چهار بلوك بفرستيد كه من ايل عرب را نظم بدهم يا اينكه مأمورى بفرستيد مرا به شهر بياورد ، چونكه آمده‌ام در جهرم پنهان شده‌ام " . حكومت هم على پاشا خان سرهنگ قزاق را مأمور كرده ، فرستادند امير آقا خان را از جهرم بياورد . ديگر آنكه خيلى شهرت معزولى اين حكومت در شهر انتشار دارد ، خودشان هم مثل حاكم معزول رفتار ميكنند . محض همين شهرتها حضرت و الا امروز كه شانزدهم است مىخواهند بروند به ده شيخ و خان زينان شكار كه قدرى اين شهرتها خاموش شود . مورخهء روز سه‌شنبه شانزدهم شهر ذيقعده الحرام 1319 مطابق بيست و پنجم فبرورى 1902 . حضرت و الا شعاع السلطنه كه به شكار رفته بودند همان شب اول ايشان را از طهران به تلگرافخانه احضار كردند ، ايشان هم لابد اردوى خود را در شكارگاه گذارده خودشان با چند نفر به شهر آمده رفتند به تلگرافخانه ، سوال و جواب نمودند ، روز شنبه بيستم دوباره به تلگراف‌خانه احضار شدند . ماحصل سوال و جواب حضورى ايشان اين شد كه نظم فارس با قوام الملك و وصول ماليات به عهدهء معتمد السلطنه و سالى پنجاه هزار تومان به جهت مخارج حضرت و الا شعاع السلطنه بدهند . حضرت و الا قبول نكرده جواب داده‌اند كه اين مبلغ بيشتر مخارج من است يا ميروم به عتبات يا به فرنگستان . خود حضرت و الا بطور قهر مراجعت به شكارگاه كرده‌اند . همين قسم كارها مهمل و معوق است ولى معتمد السلطنه فراش به سر جميع ملاك گذارده مساعده به سختى مطالبه مىكند . ديگر آنكه دو روز و دو شب باران خيلى خوبى آمد به جهت همه جاى فارس فايده داشت ولى نرخ اجناس همين قسم ترقى دارد . ديگر آنكه مير عسكر خان پسر عموى محمد مراد عرب و چند نفر ديگر از اقوام محمد مراد به تحريك امير آقا خان ضابط عرب ريخته‌اند روى طايفهء . . . عرب هفده هيجده نفر مرد آنها را كشته‌اند و اموال آنها را غارت كرده اهل و عيال آنها را اسير نموده‌اند . از قرار مذكور امير آقا خان هم برحسب حكم حضرت و الا شعاع السلطنه محض اينكه در ميانهء ايل عرب اغتشاش و شلوغ شود اين كار را كرده است ، خود امير آقا خان هم در جهرم پنهان است ، بيرونها هم همه