تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 662

مساهمون:

ص٦٦٢

از 2 ذيحجه 1319 مطابق 13 مارچ 1902

داراب نام غلام قوام الملك كه با سربازان فوج فريدن نزاع كرده بود و حكومت مشار اليه را گرفته حبس كرده بودند ، دو سه روز قبل مشار اليه را چوب زيادى زدند و همين قسم در حبس است . ديگر آنكه همين قسم ميانهء حضرت و الا شعاع السلطنه و معتمد السلطنهء وزير كدورت است ، هركدام از يكديگر متصل شكايت به طهران ميكنند و هنوز نه استقلال حكومت معظم اليه و نه استقلال وزارت مشار اليه هيچكدام معلوم نيست . ديگر آنكه روز شنبه ششم شهر حال سربازى سه قران از يك نفر فراش معتمد السلطنه وزير طلب داشته مطالبه مىكند ، فراش مزبور بدون جهت با شش لوله به سينهء سرباز مىزند ، فورا فوت مىشود . فراش را هم همان ساعت ميگيرند به حضرت و الا شعاع السلطنه عرض ميكنند ، حضرت و الا هم همان ساعت حكم ميكنند كه فراش را به قتل برسانند . از قرار مذكور معتمد السلطنهء وزير دو سه مرتبه مخفى توسط مىكند كه بلكه فراش او را نكشند ، حضرت و الا وساطت او را قبول نمىكنند ، بعد چون معتمد السلطنه ميبيند كه علاج ندارد ظاهرا خودش فراش را آورده در ميدان توپخانه همين قسم ايستاده تا سر فراش را بريدند . ديگر آنكه از بابت مقدمهء ستار رعيت دولت روس و ورثهء فتاح مقتول رعيت دولت عثمانى در منزل كارگزار شيراز طرفين حاضر شده با حضور حاجى عباس تاجرباشى رعيت روس و وكيل شهبندر عثمانى از بابت ادعاى ماليه و خون فتاح تماما پسر فتاح و وكيل او مصالحه نمودند در هزار و دويست تومان . قرار است مبلغ مذكور را ستار بدهد و از حبس بيرون آيد ، ولى بايد حكومت و كارگزار و غيره بيش از اينها مدخول كرده باشند كه به اين قسم قطع شده است . مورخهء روز چهارشنبه دهم شهر ذيقعده الحرام 1319 مطابق نوزدهم فبرورى 1902 . چند شب قبل منزل مستر مسى صاحب تلگرافچى انگليس كه در باغ تلگرافخانه مىباشد دزد رفته و قريب دويست تومان تنخواه مشار اليه را سرقت كرده‌اند ، از طرف رئيس تلگرافخانهء انگليس به حكومت اظهار شده ، هنوز اثرى از تنخواه مسروقه ظاهر نشده است . ديگر آنكه قريب يك ماهى است كه باز باران نيامده و مردم خيلى مضطرب و در تشويش هستند . در شيراز رسم شده تا چند روزى از موقع باران دير مىشود جنس‌داران نرخ اجناس را گران ميكنند ، حال باز نرخ اجناس خيلى ترقى كرده است ، گندم و نان يك من شش عباسى و هفت عباسى است ، جو يك من بيست و دو شاهى پيدا نمىشود ، حكومت هم حكم كرده بودند اجناسى كه از دهات مردم گرفته بودند و در انبار ديوانى بود ميفروختند چند روز است كه نرخ اجناس گران شده حكم كرده‌اند نفروشند كه همين قسم انبار باشد تا از حالا گرانتر بشود آنوقت بفروشند .