تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 587

مساهمون:

ص٥٨٧
مىريزند روى شيخ محمد خان ، بيچاره سه اسب داشته با اسباب مشار اليه هرچه بوده مىبرند ، او را برهنه مىكنند كه حتى قباى او را هم از تنش بيرون مىآورند ، در همان بين ده دوازده اسب مال اسب‌فروشان و قافله‌اى كه به بوشهر مىرفته مىرسند ، اسبهاى اسب‌فروشان را مىبرند و قافله را هم مىزنند . ديگر آنكه جناب نظام الملك به جهت مقبرهء خواجه حافظ آهن و تخته داده بودند درست كنند كه مجددا روى مقبره را بسازند . حاجى سيد على اكبر را مطلع مىنمايند كه در فلان دكان آهن و تخته به جهت مقبرهء خواجه حافظ درست مىكنند ، جمعيتى برمىدارد مىرود درب دكان آهنگر و نجار ، اولا آنها را زياد مىزنند و بعد جميع آهن و تخته‌اى كه به جهت اين كار درست كرده بودند مىبرند . ابدا حكومت روآور خودش نكرد . ديگر آنكه چند روز قبل تنخواهى از مال تجار محبوس برده‌اند . به حكومت عارض شده‌اند و در ضمن عرض كرده بودند كه پشت دروازهء شيراز تنخواه ما را برده‌اند . حكومت به تجار محبوس متغير مىشود كه " شيراز دروازه دارد كه پشت دروازه مال شما را برده‌اند ؟ . از قراريكه مىگويند سارقين تجار محبوس از ايلات خمسه بوده‌اند ، مأمورى مىرود پيش قوام الملك كه سارق و تنخواه را بگيرد ، قوام الملك آدم حكومت را جواب كرده است . ديگر آنكه حكم سخت از طهران شده جنس ديوانى كه ملاك در شصت سال قبل در سلطنت مرحوم مغفور محمد شاه خروارى دو تومان تسعير كرده وجه نقد مىدادند حال همان جنس را بجنسه بايد بدهند چون شاهزاده هزار خروار ملاك جنس بايد به ديوان بدهند در شصت سال قبل كه جنس خروارى يك تومان الى پانزده قران بوده مجبورا خود دولت نصف جنس را كه هشت هزار خروار مىشود خروارى دو تومان مسعر كرده وجه نقد مىگرفتند و هشت هزار خروار بجنسه به جهت قشون تحويل انبار ديوانى مىدادند . چند نفر را حكومت محض امتثال اين حكم نگاه داشته و تمسك جنسى گرفته ، ولى مردم به هيجان آمده‌اند ، مشكل است اين كار پيشرفت كند . ديگر آنكه هنوز عمل ماليات قصابخانه مجرى نشده است . مورخهء روز چهارشنبه سيم شهر رجب المرجب سنه 1317 مطابق هشتم ماه نومبر سنه 1899 .

از 4 رجب 1317 مطابق 8 نومبر 1899

سارقين تنخواه شيخ محمد خان ايزدى تخلص از طايفهء شش بلوكى قشقايى مىباشند اسب‌هاى او را در صحرا سر داده بودند و تمام اسباب ديگر او را برده‌اند . به حكومت عارض شد ، حكومت هم سرهنگ سوار قزاق را مأمور كرد با خود شيخ محمد خان رفتند كه تنخواه را بگيرند . از قرار مزبور اسب‌هاى اسب‌فروشان را هم رها كرده و نبرده‌اند . ديگر آنكه دو نفر سياح آلمانى از طرف طهران به شيراز آمده‌اند و در منزل محمد صادق خان مستشير السلطنه برادر نصير الملك منزل كرده‌اند . ديگر آنكه چند روز است كه اغلب شب و روز باران مىآيد ولى به جهت حاصل صيفى كه
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 587 | على اكبر سعيدى سيرجانى