مىگويد . جناب نظام الملك تلگراف به طهران كردهاند . مجددا حكم سخت آمده كه بايد ماليات قصابى را بگيرند ، تلگراف سختى هم به علما شده است . در حقيقت نگرفتن ماليات قصابى قريب دو كرور به دولت و ملت ضرر خورده و ابدا فايده و رفاهى به حال رعيت نبود بلكه گوشت گرانتر و ضرر كلى به رعيت خورده بود ، چونكه هركس دكان قصابى داشت بسته شده بود و هر كس داغ معافى داشت كه بلكه ساليانه قريب پنجاه تومان يك داغ قيمت داشت به او مىرسيد موقوف شده بود . همه از اين برگشت ماليات قصابخانه راضى و خوشوقت هستند . كسى كه فايده مىبرد همان اهل قصاب و بيگلربيگى شهر كه تعارفى مىگرفت بودند و الا ثمر و فايده براى احدى نداشت .
ديگر آنكه جناب نظام الملك را به تلگرافخانه از طهران احضار كرده ، از صبح الى غروب در تلگرافخانه بودند ، تمام از بابت ماليات و باقى سال گذشته گفتگو مىكردند .
ديگر آنكه كارهاى حكومت از قرار سابق است .
ديگر آنكه پست كه از بوشهر مىآمده بالاى چنار راهدار كه چهار فرسنگى شيراز است دزد زده از قراريكه مىگويند دو هزار و پانصد تومان پول نقد از مال بانك شاهنشاهى و كمپانى فارس داشته ، بروات تجارتى و نوشتجات هم زياد بوده . از جانب حكومت اسماعيل خان صولت الدوله كه امسال ايل بيگى قشقايى است فرستاده شده كه سارق را بدست بياورد . حال سه روز است رفته ، هنوز خبرى از مشار اليه نرسيده است .
ديگر آنكه چون به جهت تجار شيراز خبر رسيده كه راه شوستهء بندر ناصرى به اصفهان تمام شده و مشغول حمل و نقل مال التجاره هستند ، تجار گفتگوى زياد مىنمايند كه ضرر كلى به جهت ماها دارد . افواها مذكور است خيال دارند كمپنى قرار بدهند كه قاطر زياد خريده از راه بوشهر مال التجاره را ده دوازده روزه به اصفهان برسانند . ولى اين فقره خيال است و مشكل است اين كمپانى برقرار شود ، چونكه اقلا دويست هزار تومان سرمايه لازم دارد كه دو هزار قاطر بخرند كه در هر منازل قاطر حاضر نگاه دارند كه به مدد يكديگر ده دوازده روزه بار را از بوشهر به اصفهان برسانند .
ديگر آنكه هواى شيراز اين موسم هر ساله خيلى ناخوش بود ولى امسال الحمد الله بالنسبه به هر سال ناخوشى خيلى كم است ، هوا هم قدرى سرد شده و اعتدال دارد ، زكام قدرى زياد است ولى مسرى نيست .
مورخهء روز چهارشنبه بيست و ششم شهر جمادى الثانى سنه 1317 مطابق غرهء ماه نومبر 1899 .
دزد پست بوشهر معلوم شده كه قشقايى است و از عملهء عبد الله خان صولت السلطنه بوده ، الحال غرامت را از مشار اليه مىخواهند .
ديگر آنكه شيخ محمد خان ايزدى تخلص كه از شعراى معروف شيراز است مىرفته به كازرون كه وطن مشار اليه است ، از چنار راهدار كه حركت كرده چهارده نفر سوار قشقايى كه از طايفهء شش بلوكى بودهاند با شيخ محمد خان همسفر مىشوند ، قريب به خانهزنيان كه مىرسند سوارهاى قشقايى
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 586
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٥٨٦