تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 590

مساهمون:

ص٥٩٠
خود ، حال دولت آن سه هزار خروار را بجنسه مىخواهد نه آن يازده هزار خروار قديم كه مسعر شده است . حال قوام الملك و نصير الملك محض اينكه اسم خودشان در ميان نباشد و مردم را به شورش و بلوا بياورند به حكومت هم مشتبه كرده‌اند . محصل سر جميع ملاك جنس بده به ديوان گذارده و به سختى مطالبه مىكردند چونكه اين سه هزار خروار را فقط بايد قوام الملك و نصير الملك و شيخ الاسلام و بعضى از بستگان آنها بدهند . اين اجماع مردم كه در تلگرافخانه شورش كرده‌اند هنوز خود آنها نمىدانند براى چه بلوا كرده‌اند ، مثلا اهل كسبه و غيره كه كار به جنس ديوانى دادن ندارند ، آنها را قوام الملك و بيگلربيگى تحريك مىكنند . روز آدم مىفرستند آنها را مىآورند در تلگرافخانه كه شورش نمايند و حال دولت از بابت اين سه هزار خروارى كه دو تومان مسعر بوده و مىخواستند بجنسه بگيرند محض اينكه مردم اجماع كرده‌اند قرار داده‌اند كه خروارى سه تومان و پنج هزار دينار مسعر كرده وجه بگيرند ، باز مردم راضى نشده و هنوز در تلگرافخانه هستند . مورخهء روز چهارشنبه دويم شهر شعبان المعظم سنه 1317 مطابق ششم ماه ديسمبر 1899 .

از 3 شعبان 1317 مطابق 7 ديسمبر 1899

اهل كسبه يك روز در تلگرافخانه شلوغ زياد كردند ، ريختند در تلگرافخانهء انگليس كه به توسط سيم انگليس تلگراف كنند به اين مضمون كه ما پنج هزار نفر كسبه هستيم و از بابت تخفيف مالياتى كه چند سال است به ما داده‌اند و امساله مىخواهند ندهند بست آمده‌ايم ، چنانچه تخفيف مالياتى ما را كما فى السابق دادند خيلى خوب و الا دكاكين خود را بسته دادوستد را به كلى موقوف مىنماييم . تمام اين حركات كسبه بتحريك قوام الملك و بيگلربيگى است كه مردم را به شورش بياورند و الا در باب اين مطلبى كه كسبه‌ها اظهار مىدارند مقصود آنها اين نيست ، چونكه چهار هزار تومان تخفيف ماليات آنهاست ، دو هزار تومان آن را مرحوم صاحبديوان در پيشكارى خود داده و دو هزار تومان ديگر را سركار و الا ركن الدوله سه چهار سال قبل كه حكومت فارس با ايشان بود داده‌اند . دو ماه قبل گفتگو بود كه مىخواهند امساله اين تخفيف را ندهند ، كسبه‌ها شورش كرده گويا قرار داده‌اند به آنها بدهند ، آنها هم آرام گرفته به سر كار خود رفتند . بهر جهت حالا اهل كسبه به خودى خود نمىآيند در تلگرافخانه ، محرك دارند ، آنها را مجبورا مىآورند كه شورش و شلوغ نمايند . ديگر آنكه از قرار مذكور جناب نظام الملك تلگراف به طهران كرده‌اند كه " من با مردم قرار داده‌ام تا ده روز تحمل كنند و بازارها را نبسته شلوغ نكنند كه عمل آنها صاف شود ، حال آن ده روز گذشته و عمل آنها هنوز نگذشته است ، چنانچه اغتشاش و شلوغ ولايتى فراهم آيد من مسئول نيستم " . ديگر آنكه جناب امام جمعه بواسطهء كسالت مزاج در اين چند روز كه مردم در تلگرافخانه بودند نرفته بودند ، دو روز قبل با جمعيت زياد و ( در حالى كه ) چاووش جلويش مىخواند رفت