ديگر آنكه اموالى كه در حوالى زرقان از قافله و مال التجاره و زوار برده بودند ، اهل زرقان بعضى از مال را در همان نزديكى زرقان از دست سارقين گرفتهاند ولى سارقين فرار كردهاند .
سارقين تماما از ايلات خمسه ابواب جمعى قوام الملك بودند .
ديگر آنكه تجار كازرونى و غيره كه در مسجد نو بست بودند جناب امام جمعه از آنها استمالت كرده آنها را از مسجد بيرون آوردند .
مورخهء روز چهارشنبه سيم شهر ربيع الاول سنه 1317 مطابق دوازدهم ماه جولاى 1899 .
وضع حكومت روزبروز بدتر است ، مدير السلطنه پسر بزرگ جناب نظام الملك با عيال خود سه چهار روز است مراجعت به طهران كرد .
ديگر آنكه كاغذى به جناب نظام الملك نوشتهاند و به دست فراشى از حكومت داده بودند كه بجناب نظام الملك داده است مضمون كاغذ عينا به قرار تفصيل ذيل است " جناب سركار آقايى نظام الملك ، معتمد ديوان به ما سه نفرى آدمى دويست تومان وعده داده است نقد بدهد كه يك نفر از تاجرهاى ترك تبريزى و شيروانى با يك نفر از فرنگيهايى كه در تلگرافخانه و باغ شيخ و بانك منزل دارند شب بكشيم كه ولايتى را گائيدن بدهد و زن و بچهء مردم اسير فرنگى و ارس بشوند و كلاه كاغذى سر حاكم بگذارند . ما كه خدا نكند ، گاه است كه يكى ديگر شيطان به قالبش رفت اتفاقى افتاد اهل ولايت را بسوزانيدند ، مؤدى را بشناسيد ، صادق كار خودتان باشد ، بيدارتان كرديم " . اين كاغذ را به جناب نظام الملك دادهاند ، هنوز اثرى بظهور نرسيده . بعضى از مردم مىگويند اين كاغذ را نورىهاى اقوام خود نظام الملك نوشتهاند چونكه به معتمد ديوان بد هستند مىخواهند اسبابچينى برايش نمايند .
ديگر آنكه شهر و بيرونها خيلى مغشوش است ، در شهر دو ساعت از شب گذشته در كوچه آدم برهنه مىكنند .
ديگر آنكه در ربع فرسخى شهر طرف راه بوشهر اول مغرب چند نفر دزد مىريزند روى يك شخص پيلهورى كه سه چهار قاطر بار همراه داشته ، آن شخص را مىزنند به حدى كه قريب به موت مىشود ، قاطرها و بارهايش را مىبرند . در همان بين پسرزادهء امام جمعه با يك دو نفر سوار مىرسند ، تفنگ هم همراه داشتهاند ، اين حالت پيلهور را كه مىبينند به دزدها عقب مىكنند ، عرصه بر دزدها تنگ شده ، دزدها هم مالها را ول كرده رو به باغستان مسجد بردى فرار مىنمايند . پسرزادهء امام جمعه بارها را گرفته به شخص پيلهور مىدهد .
مورخهء روز سهشنبه شانزدهم شهر ربيع الاول 1317 مطابق بيست و پنجم ماه جولاى 1899 .
وضع حكومت مثل سابق است نرخ اجناس مثل گندم و جو از اين قرار است ، گندم يك من تبريز هفتصد دينار الى پانزده شاهى است ، جو يك من تبريز هفت شاهى الى دو عباسى است .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 574
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٥٧٤