تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
قوام الملك مىگريزد پنهان مىشود ، بيگلربيگى و انتظام الممالك پسران قوام الملك مىافتند ميانهء مردم كه آنها را از هم جدا كنند ، نمىشود ، زنهاى بيات هم از بالاى پشت بامها سنگ زياد به مردم مىزنند . عاقبت بعد از كشته شدن يك نفر آنها را از خانه بيرون مىكنند . در ميانهء دعوا شخصى مىخواسته بيگلربيگى را با كارد بزند ، آدمهاى مشار اليه او را گرفته بودند ، خود بيگلربيگى آن شخص را چوب زيادى مىزند و حبس مىكند . قوام الملك فرستاده بود از جناب نظام الملك سرباز با فشنگ خواسته بود . ايشان هم سرباز خبر كرده بودند ولى سربازها نرفته بودند . روز بعد دروازه كازرونيها مىريزند در محلهء بيات ، مىخواسته‌اند خانه‌هاى آنها را غارت كنند ، ممكن نشده توى بازار درب شاه‌چراغ دو نفر از اهل بيات را كه كسبه بوده‌اند گرفته مىبرند در مسجد مرحوم مشير الملك كه آقا ميرزا محمد على پيشنماز در آنجا نماز مىخواند حبس مىكنند . حال دروازه كازرونىها قاتل خود را مىخواهند ، قاتل هم پنهان شده . بعضى مىگويند اين تحريك را نورىها كرده‌اند ، بعضى مىگويند چون پسران قوام الملك بهم بد هستند انتظام الممالك پسر كوچك قوام الملك محض عداوتى كه به برادر خود دارد محرك اين نزاع شده است . شهر مغشوش ، بيرونها بدتر از شهر . معلوم نيست چه اوضاعى است . حاكم هم بىعرضه ، از عهدهء نظم عاجز است . خداوند با اين اوضاع به مردم بيچاره رحم كند . ديگر آنكه در كوهمره‌جات در يكى از دهات آنجا كه اسمش شكفت است كدخداى قديم كدخداى جديد را با برادر او كشته است ، خودش فرار كرده آمده در شاه‌چراغ بست نشسته است . ديگر آنكه اهل محلهء دروازهء كازرون تماما در مسجد مشير الملك با اسلحه و يراق جمعيت كرده ، اطرافى و تماشايى هم دور آنها جمع شده‌اند ، خيال شورش دارند . مىگويند قاتل را مىخواهيم . از قرار مذكور قوام الملك قرار داده كه تا روز جمعه قاتل را معين كرده به دست آنها بدهد و الا شورش و بلوا خواهند كرد ، بد خيالى دارند . مورخهء روز چهارشنبه دوازدهم شهر صفر المظفر 1317 مطابق بيست و يكم ماه جون 1899 . دو سه روز است هوا گرم شده كه به 103 درجه رسيده است از اين گرمتر هم خواهد شد . ديگر آنكه امساله الحمد الله ملخ اطراف شيراز نبود ، حاصل هم خوب شده ولى بواسطهء كم بارانى حاصل جو چندان خوب نشده ، حاصل گندم همه جا خيلى خوب است . ديگر آنكه اهل محلهء بيات از قرار مذكور چهار صد تومان به ورثهء مقتولى كه از دروازه كازرون كشته شد مىدهند كه از سر قصاص بگذرند ولى دروازه كازرونىها راضى نشده‌اند حكما قاتل خود را مىخواهند . ديگر آنكه وضع حكومت روزبروز بدتر و اغتشاش شهر و بيرونها بيشتر است . تمام اهل فارس از وضع اين حكومت و پيشرفت نداشتن در كارها حتى اتباع خود حكومت شكايت كلى دارند . ديگر آنكه چون قاتل آن شخص دروازه كازرونى از اقوام حاجى آقا جان فراشباشى بيگلربيگى است قوام الملك محض اسكات آقا ميرزا محمد على پيشنماز سيصد تومان تعارف به جهت آقا