آنها را خلعت داده و از آنها معذرت خواسته مرخص كردهاند .
ديگر آنكه در زرقان جلو چاپارخانه قافلهاى كه مشتمل از زوار مشهد و مال التجارهء داخله و خارجه بوده و در آنجا منزل كرده بودند ، شب هنگام علانيه دزد مىريزد در قافله ، تمام آنها را برهنه مىكنند ، حتى چاقچور از پاى زنها بيرون آوردهاند و بعض از مال التجارهء داخله و خارجه را هم بردهاند . به حكومت اطلاع دادهاند ، ايشان هم مأمور به جهت گرفتن سارقين فرستادهاند .
ديگر آنكه در اصطهبانات نايب الحكومهء آنجا مقصرى را خواسته بگيرد ، سربازان مأمور آنجا را فرستاده كه مقصر را بگيرند ، اهل شهر به حمايت مقصر سربازان را مىخواستهاند بكشند ، سربازان فرار كرده پناه به خانهء يكى از اهالى اصطهبانات مىبرند . اهل شهر دور خانهء آن شخص را احاطه كرده مىخواستهاند خانهء او را غارت كنند كه قاصدى از آنجا معجلا به شيراز فرستاده تا به حكومت اطلاع بدهد ، بعد از آمدن قاصد ديگر خبرى از آنجا نرسيده كه بر سر صاحبخانه و سربازان چه آمده است .
ديگر آنكه بيرونها خيلى مغشوش است ، متصل مال التجاره و مال مردم را مىبرند و ابدا اعتنايى به حكومت ندارند . سارقين اغلب از طايفهء عرب و قشقايى هستند .
ديگر آنكه كوهى عرب در شيراز بود از شيراز به سمت ييلاق مىرفته ، در صحراى مرودشت كه مىرسد دوازده سوار قشقايى جلو او را مىبندند ، او هم يكنفر از آنها را مىكشد ما بقى سواران قشقايى فرار مىكنند ، كوهى هم مىرود .
مورخهء روز چهارشنبه بيست و ششم شهر صفر المظفر 1317 مطابق پنجم ماه جولاى 1899 .
از 27 صفر 1317 مطابق 6 جولاى 1899
حالت و رفتار حكومت مثل سابق است ، تمام كارهاى حكومتى از روى بىبصيرتى و غير قانون رفتار مىشود .
ديگر آنكه محلهء دروازهء كازرونى جمعيت كرده بودند كه بريزند در محلهء بيات ، خودشان قصاص خون خود را بنمايند . محله بيات و محلهء اسحاق بيگ هم كه محلهء قوام الملك باشد جمعيت كرده بودند مسلح و مستعد جنگ بودند . بيگلربيگى و قوام الملك از اطراف آدم فرستاده بودند نگذاردند كه محلهء دروازهء كازرونى بيايند ، ولى برادران قاتل در سيد علا الدين حسين بست نشستهاند . تمام اين حركات غير قاعده و كشته شدن مردم از بىعرضگى حكومت است .
ديگر آنكه عبد الله خان صولت السلطنه ايلبيگى قديم قشقايى را كه در منزل فراشباشى حبس كرده بودند او را از آنجا برده در منزل افخم الملك پسر كوچك جناب نظام الملك حبس كردهاند .
ديگر آنكه بيرونها خيلى مغشوش است به حدى كه بصعوبت تردد مىشود مگر با استعداد و تفنگچى عبور نمايند .