جمع شده بودند . فراشباشى با اجزاى خود به آنجا رفته بود كه آن جمعيت را پراكنده كند .
حاجى سيد على اكبر مىخواسته فراشباشى را چوب بزند ، بعضى مانع شده بودند . بعد از آن قاپوچى حكومت را بقدرى وامىدارد مىزنند كه مشرف به موت مىشود ، چوبدست قاپوچى را كه تمام نقره بوده وامىدارد مىشكنند به طلاب تقسيم مىكند . فراشباشى مبلغى از مردم جريمه گرفته بوده ، مردم سياهه به حاجى سيد على اكبر مىدهند كه هزار تومان فراشباشى از ماها جريمه گرفته است . حاجى سيد على اكبر هم مىفرستد پيش حكومت كه حكما بايد پول مردم را پس بدهند . از قرار مذكور چهارصد تومان از حكومت پسگرفته است ، ديگر معلوم نيست كه به مردم داده يا خير . خيلى تضييع حكومت شده ، الان نه در شهر و نه در بيرونها مغرب كه مىشود كسى جرأت آمد و رفت را ندارد مگر چند نفر همراه با اسلحه باشند ، خيلى وضع حكومت مغشوش است .
ديگر آنكه كاغذى نوشته درب منزل حكومت و تمام نوريهاى اقوام جناب نظام الملك از قبيل فتح الملك و قوام لشكر و غيرهما انداخته بودند و خيلى بدگويى از جناب نظام الملك و آنها كرده بودند . بعد كه معلوم شده كار اتباع قوام الملك و به گفتهء خود مشار اليه بوده است .
ديگر آنكه در يك فرسخى شهر كه قرهباغ باشد قريب چهارصد گوسفند بردهاند ، معلوم نيست دزد كيست . ازاينقبيل اغتشاش و دزدى هر روز و هر شب مىشود و از قرار معلوم تمام به تحريك قوام الملك محض خراب كردن جناب نظام الملك است .
ديگر آنكه جناب نظام الملك و قوام الملك را از طهران به تلگرافخانه خواستند ، روز سهشنبه چهارم شهر صفر هر دو به تلگرافخانه حاضر شدند . بعد از سوال و جواب زياد رفتن قوام الملك موقوف شد . به قولى سى هزار تومان به قولى چهل هزار تومان به قولى هفتاد هزار تومان از مشار اليه پيشكش گرفتند ، از قرار مذكور خلعتى هم از جانب اعليحضرت همايونى براى قوام الملك معين شده مىآورند .
ديگر آنكه مرض طاعون در بوشهر رسيده است و از قرار مذكور تا به حال قريب سى نفر به اين مرض تلف شدهاند . اهل شيراز خيلى مشوش و مضطرب هستند كه بلكه سرايت كند .
مورخهء روز پنجشنبه ششم شهر صفر المظفر 1317 مطابق پانزدهم ماه جون سنه 1899 .
رفتن قوام الملك به طهران محققا موقوف شد و بطور تحقيق دوازده هزار تومان پيشكش داده است و تمام اين حركات را از جناب نظام الملك مىبينند ، مشار اليه هم بر خود حتم ساخته كه افتضاح كلى به جهت جناب نظام الملك فراهم بياورد .
ديگر آنكه روز شنبه هشتم شهر حال در منزل قوام الملك كه مجلس روضهخوانى بوده دو دسته سينه زن كه دروازه كازرونى و محله بيات باشند و روز قبل هم در همانجا مىخواستهاند با هم نزاع كنند نگذاشتهاند ، باز هم آن روز در آنجا حاضر شده بودند . محله بيات مىخواستهاند سينه بزنند آنها را مانع شده و دروازه كازرونى را اجازهء سينه زدن مىدهند كه يك مرتبه در همان مجلس نزاع مىشود ، قريب سى نفر زخمى مىشوند و يك نفر از دروازه كازرون كشته مىشود ، خود
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 570
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٥٧٠