تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
و از آنطرف دكان نان و ذرت و جوى كه به جهت فقرا باز كرده‌اند و به فقرا اعانتى مىشود خيلى تفاوت كلى به جهت مخلوق دارد ، سركار و الا فرمانفرما خيلى مواظب هستند كه اسباب آسودگى به جهت اين مشت مخلوق بيچاره فراهم آيد . ديگر آنكه از دولت ايران و از دولت روس هر دو منع از خريد و حمل كردن پوست شده و مخصوصا حكم سخت از دولت ايران بود كه كسى برهء شير نكشد ، معذالك چند نفر تاجر شيروانى كه در شيراز هستند و رعيت دولت روس مىباشند قريب سيصد هزار جفت پوست بره خريده‌اند و موجود دارند ، سواى آنچه مخفى حمل كرده‌اند ، دولت ايران هم حكم در گرفتن و ضبط كردن نموده ، حال اين پوستها را كه در دهات اطراف شيراز اسكرو مىكرده و مثل ترياك در صندوق مىكردند كه از راه بوشهر به طريق ترياك حمل نمايند حكومت گرفته و ضبط است ، تا پانزده هزار تومان معين شده به حكومت مىدهند كه از ضبط خارج شود . ديگر اينكه به جهت نظم بوشهر و دشتستان و تنگستان اردويى ترتيب داده شده به سركردگى سعيد السلطان در بيرون دروازه چادر زده‌اند ، اين دو روزه حركت خواهند كرد . ديگر آنكه حكومت كازرون را به مستشار نظام داده‌اند ، خودش هم نقل مكان در بيرون شهر كرده اين دو روزه روانه است . ديگر آنكه انتظام الممالك كه به فسا جلو ايل عرب رفته بود ايل را رد كرده خودش مراجعت به شيراز نموده . ديگر آنكه اهل شهر بواسطهء گرانى نان شورش در آنها افتاده است ، سركار و الا فرمانفرما خيال دارند كه قدغن نمايند نان گندم را يك من يك ريال بفروشند و چند دكان تاوه‌پزى هم خودشان و بهجت الملك و قوام الملك در محلات شهر معين نمايند كه نان زندى بپزند از قرار يك من يك قران بفروشند ، تفاوت قيمت را اين سه نفر ضرر بكشند ولى هنوز معين و برقرار نشده است . ديگر آنكه الحمد الله بعد از اين باران حاصلهاى همه‌جا از گرمسيرات و سرحدات و اطراف شهر خيلى خوب شده ، اميد است كه انشاء الله مردم از اين عسرت و پريشانى بيرون بيايند . مورخهء روز چهارشنبه چهاردهم شهر ذيقعده سنه 1315 مطابق ششم ماه اپريل سنه 1898 .

از 15 ذيقعده 1315 مطابق 7 اپريل 1898

يكى از سواران ناصرى خلافى كرده و گريخته سر طويلهء حكومت بست رفته بود ، سركار و الا فرمانفرما حكم كردند او را آورده هر دو گوشش را بريدند . ديگر آنكه حضرت و الا ظل السلطان علماى اصفهان را محرك شده كه يك دانه گندم از اصفهان حمل به شيراز نشود از اين جهت مردم در اضطراب هستند چونكه گندم تا سر خرمن ندارند ، اين خبر را پرت به طهران شده ، از طهران حكم سخت به ظل السلطان شده كه مانع از حمل گندم نشود . ديگر آنكه كارهاى حكومت فارس تا به يك اندازه در تحت قاعده است اگر ايشان را بگذارند و از طهران هم تقويتى به ايشان بشود از اين منظم‌تر خواهد شد .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 542 | على اكبر سعيدى سيرجانى