تمام اهل شيراز از خرد و بزرگ گرفتار ناخوشى انفلوانزا شده و هستند ، در خانه از چهار پنج نفر كمتر نبود كه به اين ناخوشى مبتلا نشده باشند ولى حال دو سه روز است كه قدرى تفاوت كردهاند .
ديگر آنكه دو نفر از طايفهء عليانو دزدى كرده بودند آنها را گرفته به شيراز آوردند ، حكومت هم دست هريك از آنها را حكم كرده بريدهاند .
ديگر آنكه احمد خان ششيلوكى كه مقصر دولت بود سر طويلهء نواب و الا فرمانفرما بست آمد ، چند روز آنجا بوده ايشان را سر تقصير مشار اليه گذشت نمودند ، پيشكش داده مورد التفات شده ، دوباره به بيرونها مراجعت كرد ولى بستگان مشار اليه در بيرونها خيلى مغشوش كارى مىكنند ، اغلب حاصل دهات را چرانيدهاند ، حكومت هم چندان مؤاخذه از مشار اليه نكردند .
ديگر آنكه فتح الملك كه حاكم گلهدار و دشتى و دشتستان بود حكم شد از گلهدار با اردويى كه مشتمل بر سوار و سرباز و توپ بود بيايد با سعد السلطان متفق شود كه اشرار تنگستان را تنبيه نمايد ، در راه كه مىآمده به ايل محمد حسن بيگ ده دهگى كه از طايفهء قشقايى است و در خاك دشتستان سكنى گرفتهاند مىرسند ، اردوى مشار اليه چند گوسفند از آن طايفه مىبرد ، آنها مانع مىشوند ، يكى از سواران همراه فتح الملك برادر محمد حسن بيگ را با گلوله مىزند ، فورا كشته مىشود ، محمد حسن بيگ هم مىرود بلندى تل را مىگيرد و شليك تفنگ به جمعيت فتح الملك مىكند ، نه نفر سر تير مقتول مىشوند و چند نفرى هم زخمى ، اسب خود فتح الملك گلوله مىخورد ، يكى از آن مقتولين ياور توپخانه بوده است ، بعد از آن مىريزند هرچه اسباب فتح الملك و غيره بوده مىبرند ، اين خبر به حكومت مىرسد خيلى متغير از فتح الملك مىشوند ، فتح الملك از آنجا مىآيد در صندوقخانهء سركار و الا فرمانفرما بست مىنشيند ، بعد از دو سه روز به وساطتهاى زياد از تقصير فتح الملك مىگذرند و به منزلش مىروند .
ديگر آنكه جمعه چهاردهم شهر ذيحجه سركار و الا فرمانفرما ميهمان قوام الملك بودند در باغ گلشن و جمعه بيست و يكم تا شب شنبه بيست و دويم در باغ ارم ميهمان نصير الملك بودند ، تمام عملهجات حكومت در اين ميهمانى حاضر بودند .
ديگر آنكه الحمد الله ملخ تا به حال اطراف شيراز نيامده ، هرچه كر كرده بودند حكومت فرستادند تمام را كشتند ، حاصل بعضى جاها بد نيست ولى ملخ در مرودشت و خفرك و رامجرد خيلى حاصل را خورده و خراب كرده است .
ديگر آنكه كارهاى حكومتى از قرار سابق است ، تسعير اجناس فى الجمله تفاوتى كرده اميد است كه نرخ اجناس تنزل نمايد .
ديگر آنكه اطراف شهر و بيرونها قدرى شلوغ است ، دزدى زياد مىشود ، از آن جمله سه نفر از سربازان فوج سيلاخور كه به طرف كازرون مىرفته قريب چهل پنجاه تومان پول نقد و بعضى چيزهاى ديگر داشتهاند بالاى خانهزنيان كه مىرسند شش نفر پياده به آنها مىرسند ، مىخواسته بودند سربازان را برهنه كنند ، سربازان چونكه رشيد بودند آن شش نفر را مىزنند و تفنگ آنها
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 544
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٥٤٤