ناظم الدوله ابدا رسيدگى در كارها نمىكنند ، از قرار مذكور احتمال دارد تا آخر سال حكومت فارس تغيير پيدا نمايد چونكه حال دو ماه و نيم است كه جناب ناظم الدوله وارد شيراز شدهاند و هيچ فرقى تا سابق نكرده است بلكه كمكم مىخواهد بدتر از پيشتر بشود .
ديگر آنكه معتمد السلطنه روز دوشنبه غرهء رجب از شيراز به طهران حركت كرد .
ديگر آنكه جناب نصير الملك وزير فارس مستقلا مشغول كارهاى وزارت مىباشد ، كارهايى كه معتمد السلطنهء وزير شش ماه بود نمىگذرانيد و بروات عمال و ضباط و مستمرى خوارگان را نگاه داشته بود نمىداد ، اكنون جناب نصير الملك اغلبى از بروات را تمام كرده به صاحبانش داده و مشغول تمام كردن ما بقى مىباشد .
ديگر آنكه ناخوشى تاول گلو قريب يك ماه است كه در شيراز شيوع پيدا كرده و خيلى اطفال به همين ناخوشى تلف شدهاند ، چند روزى بود كه قدرى تخفيف پيدا كرده بود ولى حال دو سه روز است كه دوباره بشدت شيوع پيدا نموده است ، خداوند خودش ترحم به مخلوق بيچاره نمايد ، از هر جهت خيلى بد و سخت به مخلوق بيچارهء فارس مىگذرد .
ديگر آنكه حاج مسيح الملك پسر حاجى ميرزا محمد حكيمباشى كه در طهران مىباشد ملقب به مشار الدوله و حاكم بنادر و گمركات شد ، حضرت و الا حسام السلطنه معزول گرديد بعد حضرات تجار بوشهر تلگرافى به اعليحضرت همايونى كردند كه " ما قريب پنجاه هزار تومان دادوستد به حضرت و الا حسام السلطنه داريم الحال كه معزول شده است تكليف ما چه چيز است ؟ . تلگرافى هم خود حضرت و الا حسام السلطنه به اعليحضرت همايونى كردند كه " تا به حال ضرر و خسارت كلى به من وارد آمده است و قوهء پرداختن تمام ماليات را ندارم . يا آنكه تخفيف بدهند يا اينكه تا آخر سال حكومت با خودم باشد " ، بدين واسطه على الحساب حكومت بنادر و بندر ابوشهر و گمركات تا آخر سال با خود حضرت و الا حسام السلطنه مىباشد ، بعد معلوم نيست كه به كى واگذار شود . باطنا قوام الملك خيال دارد كه سال نو را بردارد تا چه شود .
ديگر آنكه قوام الملك دختر جناب مؤتمن الملك پسر جناب صاحب ديوان را به جهت ميرزا محمد على خان پسر كوچك خود گرفته است و حال شش هفت روز است كه در كار عيش مىباشد .
مورخهء روز جمعه نوزدهم ماه رجب المرجب سنه 1314 مطابق بيست و پنجم ماه ديسمبر 1896 .
از 20 رجب 1314 مطابق 26 ديسمبر 1896
ملابرفى ضابط كوهمرهجات بناى اغتشاش كارى را گذارده بود ، حكومت فرستادند او را گرفته به شيراز آوردند به محض ورود سر بريدند كه ديگر كسى توسط او را نكند ، ولى باز هم مشكل است كه اطراف منظم شود .
ديگر آنكه ايل عرب در صفحات گرمسير خيلى دزدى و چپاول مىنمايند كه از قوهء تحرير بيرون است .
ديگر آنكه ايلخانى قشقايى هيچ ماليات نپرداخته و وجه غرامت تجار داخله و خارجه را