تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 515

مساهمون:

ص٥١٥
ديگر آنكه بعد از آنكه حاجى سيد على اكبر پيشنماز پسر مؤتمن الوزاره را كتك زد بعد از دو روز جناب ناظم الدوله واسطه قرار داده حاجى سيد على اكبر را به زحمت زياد بردند به ديدن جناب ناظم الدوله ، بعد از گفتگوى زياد جناب ناظم الدوله به قرآن سيد را قسم داده است كه از اين قسم حركات نكند و آرام بگيرد . ديگر آنكه كارهاى حكومتى هنوز منظم نشده ايلخانى قشقايى به شهر آمد كه قرارى در اموال منهوبهء تجار داخله و خارجه و ماليات و باقى خود بدهد ، جناب ناظم الدوله ديدند كه در هيچكدام اقدامى نمىكند او را گرفته نگاه داشتند ، خواستند عبد الله خان را ايل بيگى كرده روانه نمايند معتمد السلطنه ضمانت تتمهء ماليات مشار اليه را كرده ايلخانى را از حبس بيرون آورده و از جانب حكومت خلعت هم به او داده شد و التزام گرفتند كه تنخواه منهوبهء تجار داخله و خارجه را سه ماهه بپردازند و براى اين چند ماه تا آخر سال ايل قشقايى با خودش است و باز هم به جهت وصول تنخواه منهوبه رفت بيرون . ديگر آنكه جناب ناظم الدوله از جميع علما كه ديدن كرده بودند بازديد كردند . ديگر آنكه دو نفر از آدمهاى قوام الملك از طايفه كرانى شب مجلسى داشتند ، بهم دعوا مىكنند ، يكى ديگرى را به تفنگ مارتين مىكشد ، قاتل فورا فرار كرده در امامزاده سيد علا الدين حسين بست نشسته . ديگر آنكه ملا عباس قلى كمارجى كه چندين نفر را كشته بود و چندى در مسجد نو بست بود اگرچه از جانب حكومت در مسجد نو او را كند كرده بودند ، شب هنگام به دستيارى آدمهاى امام جمعه از مسجد نو فرار كرده و معلوم نيست كه كجا رفته است . اطراف شهر و بيرونها اغتشاش به هم رسيده باز قوافل را مىزنند ، بيشتر طايفهء قشقايى است و مخصوصا از طايفهء شش بلوكى است ، چند روز قبل يك قافلهء بزرگى را با بارهاى آن طايفهء شش بلوكى برده‌اند در چهار فرسخى شيراز بالاى تنگ الله اكبر اين اوقات آدم برهنه مىكنند ، خيلى مغشوش است . جناب ناظم الدوله مىخواهند اين آخر سالى تغيير و تبديلى ندهند ، ملاحظهء آخر سال را مىكنند ، بيرونها به همين واسطه اغتشاش پيدا شده است . ديگر آنكه طلاب عريضهء تلگرافى به صدرات عظمى كرده‌اند كه فارس را خواهش داريم كه ديگر محل تجربه قرار ندهيد . ديگر آنكه ميانهء معتمد السلطنه با جناب ناظم الدوله خيلى كدورت است ، معتمد السلطنه به هيچ كارى رسيدگى نمىكند ، به قدر هفت هزار برات مستمرى مركزيان و بروات عمال و ضابط را نگاه داشته نمىدهد كم‌كم مردم خيال شورش دارند و كم‌كم هم از حاكم خيلى بد مىگويند . اين مجلس استنطاق كه معين شده جز مهمل شنيدن و مهمل گفتن ثمرى ندارد . چه در شهر و چه در بيرونها هيچ‌كس اعتنا به حكم حكومت نمىكند . ديگر آنكه كدورت ميانهء جناب ناظم الدوله و معتمد السلطنه آشكار شد ، جناب ناظم الدوله لابد از دولت خواهش كردند ، معتمد السلطنه را احضار به طهران كرده‌اند . نصير الملك