ديگر آنكه از قرار اخبار سهام الدوله بر حسب حكم نواب و الا يك دستهء سرباز با صد سوار مىفرستد براى گرفتن على خان صفى خانى ، آنها هم پيش از فرستادن سرباز خبر مىشوند ، تدارك گريختن ديده بودند ، چون سرباز و سوار مىرسد به ايل آنها بناى جنگ مىشود ، طايفهء صفى خانى سرباز و سوار را شكست مىدهند ، سه نفر از سرباز كشته مىشود و چند نفرى هم زخمى مىشوند ، سرباز فرار مىكند ، على خان هم با طايفهء خود از سرحد فرارا مىآيند طرف گرمسيرات .
ديگر آنكه روز نهم جمادى الثانيه جناب وزير مختار بر ما به اتفاق ميرزا على خان سرتيپ كه مهماندار آنها بود به سمت طهران روانه شدند . نواب و الا تدارك راه آنها را تا سرحد فارس نمودند و عباس خان پيشخدمت خود را هم تا سرحد فارس مأمور نمودند كه به اتفاق آنها رفته و مراجعت نمايد .
ديگر آنكه از قرار اخبار پس از آنكه محمد حسين خان پسر خداكرم خان را بر ضد پدرش بتقويت جناب مشير الملك مخلع نموده ابواب جمعى پدرش را به او واگذار نموده و روانهء مقصد داشتند ، خداكرم جمعيتى از اهل خودش و ايلات قشقائى فراهم آورده است كه پسرش بخواهد تصرف او را مانع شود دفع او را نمايد . طايفهء كشكولى حمايت به خداكرم خان مىنمايند و طايفهء درهشولى حامى محمد حسين خان مىباشند . اغتشاش هم در آن سمتها برپا شده است و نواب و الا در خيال رفع آن هستند .
ديگر آنكه از قراريكه به حقيقت مسموع شد آقا فتحعلى لارى بعد از رفتن نصير الملك به لار بطور دلخواه ايشان رفتار ننموده است و درست اطاعت نكرده ، بواسطهء اينكه باطنا خود را بسته به مشير الملك مىداند و تقويت به او مىنمايد ، لهذا نصير الملك نيز جمعيت از بستك و جاهاى ديگر لارستان فراهم آورده مىرود به لار كه آقا فتحعلى را بگيرد و ماليات خود را هم وصول كند .
آقا فتحعلى هم فرار كرده مىرود در قلعهء جراش و از آنجا به مشير الملك عريضه نوشته بود كه نصير الملك بناى زيادتى و بدسلوكى با من دارد . استدعاى اين كرده بود كه از جمع ايشان موضوع باشد . مشير الملك هم مراتب را خدمت نواب و الا بطورى كه بايستى عرض كرد . نواب و الا هم شاطر باشى خود را مأمور فرمودند برود نزد آقا فتحعلى ماليات حسابى او را گرفته به ديوان برساند و مانع شود از اينكه نصير الملك خسارتى وارد بياورد به آقا فتحعلى .
ديگر آنكه ايلخانى و سهراب خان ماليات و نظم ايلات قشقائى را قبول نموده و نواب و الا آنها را منصوب و مخلع به حكومت ايلات قشقائى فرمودند ، ولى طايفهء درهشولى را مشير الملك از جمع اينها موضوع نمود ، هرچه خواستند موضوع نباشد مشير الملك قبول نكرد ، و از بابت اين دو طايفه دو هزار تومان از ابواب جمعى آنها كسر گذاردند و چهار هزار تومان به ديوان مشير الملك و حاجى باباى كيخاى درهشولى قبول كرده بدهند .
ديگر آنكه از قرار اخبار طايفهء عرب كه به سمت كرمان رفته بودند همه را آدم قوام الملك رجعت به نيريز داده است و در آنجا مشغول قرارومدار عمل مالياتى آنها محمد رضا خان حكمران نيريز و اصطهبانات مىباشد . طايفهء كطى و بنى عبد اللهى كه در فسا و سروستان و خفر هستند
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 12
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص١٢