سر كوه آنجا چاپيدهاند .
ديگر آنكه ايلخانى و سهراب خان حسب الامر نواب و الا روانه به احشامات ايلات قشقائى گرديد كه ماليات ديوان را وصول نموده و نظم بدهد . ديگر آنكه قوام الملك به جهت نظم طايفهء عرب با استعداد يك فوج سرباز مراغه و سوار و يك عرادهء توپ روانه به سمت فسا و داراب گرديدند .
ديگر آنكه ملا حسن عموئى را كه همدست ملا محمد شفيع بود و از جملهء قطاع الطريق با طايفهء آنست ، حسب الامر نواب و الا ميرزا ابراهيم حكمران كازرون گرفته و با جمعيت و سوار او را روانهء شيراز نمود و اكنون در محبس حكومتى است . بسيارى مال تجار و غيره را بسرقت برده است .
ديگر آنكه از قرار تحقيق باز پنجعلى ابو الويردى بناى هرزگى را گذارده و سه ده از سيمكان را چاپيده است . ديگر آنكه از قرار مسموع نوكران داراب خان قدرى تاختوتاز در قيرو كازرين نمودهاند .
ديگر آنكه محمد نظر خان سرتيپ با سوارهء ايلات قزوين به مأموريت فارس وارد شدند .
ديگر آنكه خان بابا خان سرهنگ با فوج اخلاص افشار ابواب جمعى خود به مأموريت فارس وارد گرديدند .
ديگر آنكه رعاياى ده ميرزا ابو القاسم در كوار كه رعيت دولت بهيه است با رعاياى ده ميرزا آقا خان وكيل بر سر جزئى گفتگوئى رعيتى نزاع نموده كمكم مفسده مىشود ، رعاياى ده ميرزا ابو القاسم چند نفر از رعاياى ده ميرزا آقا خان وكيل را به ضرب گلوله و غيره زخمى مىنمايند كه يك نفر از آنها به زخم گلوله در شيراز فوت كرد ، سه چهار نفر هم از رعاياى ده ميرزا ابو القاسم زخمى شدهاند ، مراتب را طرفين به عرض نواب و الا رسانيدند ، چند فقره هم اجلاس در ديوانخانهء حكومت به جهت انجام اين فقره نمودهاند ، ولى هنوز حكمى دربارهء رعاياى طرفين و مقصرين نشده است .
ديگر آنكه چخماخسازى را يك نفر از فراشان قوام الملك زخمى زده بود كه بعد از چند روز فوت كرد . چون به عرض نواب و الا رسانيدند مقصر پنهان گرديد ، برادر او را گرفته محبوس ساختند .
ديگر آنكه ميرزا نعيم لشكرنويسباشى فارس در شب دوازدهم شهر حال فوت كرد .
ديگر آنكه پس از رفتن سهراب خان در ميانهء ايلات از قراريكه معلوم مىشود كسان او بناى هرزگى را داشتهاند ، مثل اينكه پنجعلى ابو الويردى بسته و نوكر سهراب خان است ، آنچه نواب و الا او را از سهراب خان خواستند با وجود توانائى او را بدست ندادهاند . لهذا نواب و الا باطنا حكمى به سهام الدوله مرقوم داشتند كه سهراب خان را گرفته مغلولا روانهء شيراز نمايند .
معزى اليه هم شب بيستم شهر حال در بلوك بيضا او را سه ساعت از شب رفته كه آمده بوده است به ديدن سهام الدوله در چادر خودش مىگيرند و زنجير مىنمايند و اخبار به نواب و الا دادند . حكم فرمودند كه او را بياورند به شيراز . ديگر آنكه بنابر مصلحت و ميل مشير الملك نواب و الا على قلى
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 14
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص١٤