نبى خان مشهدى كه دزد و مال مسروقه را حكما به چنگ آورده و روانهء شيراز دارند .
ديگر آنكه بر حسب حكم نواب و الا ايلبيگى چند نفر از دزدهائى كه اموال سركار انربل نيپر صاحب را سرقت نموده بودند با قدرى از اموال مسروقه به چنگ آورده و روانهء شيراز نموده و در كوشش گرفتن باقى دزدان و اموال مسروقه هم از قراريكه نوشته بود مىباشند .
ديگر آنكه سربازان فوج مراغه و سربازان فوج قرهگزلو نزاعى كردند كه به قدر بيست نفر از آنها زخمى شدند . چون اين خبر به نواب و الا رسيد اعتماد السلطنه و قاسم خان را كه سركردهء اين دو فوج هستند طلبيده و مىخواستند آنها را چوب بزنند ، زياد تغير به آنها فرمودند و حكم نمودند كه در فراشخانه حبس باشند تا اينكه زخمىها را جمعآورى نموده خرج معالجهء آنها را بر عهدهء هريك از اين دو سركرده فرمودند .
ديگر آنكه ايل عرب را به ضابطى جناب قوام الملك مقرر فرمودند و مشار اليه هم آدم فرستادند كه طوايف هرجا متفرق باشند جمعآورى بشوند . ديگر آنكه ايل باصرى را قوام الملك واگذار نمود و تفويض به حاجى نصر الله خان سرتيپ گرديد . ديگر آنكه ميرزا ابراهيم فسائى را به ضابطى كازرون مأمور فرمودند و روانه به مقصد گرديد . ديگر آنكه ميرزا على محمد جهرمى را به تقويت جناب مشير الملك ضابط جهرم فرمودند .
ديگر آنكه على قلى خان ايلبيگى را نواب و الا به شيراز به جهت قرارومدار عمل ايلات قشقائى طلبيده بودند و مشار اليه قدرى امتناع از آمدن به شيراز مىنمود به سبب عداوتى كه مشير الملك به مشار اليه دارد . نواب و الا او را اطمينان كامل داده بودند و مشار اليه هم به نزديكى شيراز آمده عريضه كرده بود حضور نواب و الا كه حقيقت خوف و هراس دارم از شرفيابى . استدعا نموده بود كه نواب نوذر ميرزا و ميرزا محمد منشى مشير الملك را بفرستند كه اسباب يقيين باشند و او را به شهر بياورند . نواب و الا پس از ملاحظهء عريضهء وى به مشير الملك فرموده بودند كه " حقيقت اين است كه ايلبيگى از من خوفناك نيست و مطمئن است از من ، ترس او از شماست كه اسباب فساد در عمل او پيش من فراهم بياوريد ، لذا بهتر اين است كه عيال او را بطلبيد و اطمينان كامل بدهيد به آنها و هركس را مصلحت دانيد بفرستيد او را بياورند به شهر " . جناب مشير الملك هم كسان ايلبيگى را طلبيده از جانب خود اطمينان دادهاند آنها را و ميرزا محمد را گماشتند كه برود و او را به شهر بياورد . روزانهء ديگر ميرزا محمد رفت بيرون ، ايلبيگى را ملاقات كرده مطمئن ساخته همراه به شهر آورد و شرفياب حضور نواب و الا گرديد . التفات حضورى به مشار اليه فرمودند .
ديگر آنكه نواب اميرزاده روز پانزدهم شهر حال با عيال وارد شيراز گرديدند ، تمام اعاظم شيراز به استقبال رفتند و پذيرائى نمودند .
ديگر آنكه سهراب خان قشقائى را كه نواب اشرف و الا اطمينان داده بودند به همراهى قوام الملك شرفياب خدمت نواب معظم اليه گرديد و حضورا مورد التفات گرديد . نواب و الا قرار بر اين دادهاند كه در صورت استرداد تنخواهى كه از مردم بغارت بردهاند از تقصيرات وى درگذرند .
ديگر آنكه مخلوق بهبهان به شكايت اجحافات اعتماد السلطنه بتلگراف به اولياى دولت
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 9
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٩