خان ايلبيگى را در شيراز گرفته در اطاق فراشباشى حبس نمودند . ديگر آنكه نواب اويس ميرزا احتشام الدوله وارد شيراز گرديدند .
ديگر آنكه در يك فرسنگى شيراز بالاى سعديه قافلهء الاغى كه گندم بار داشته است دزدان زده بردهاند . چند نفرى كه همراه الاغها بودند برهنه شده آمدند به شهر و مراتب را به عرض نواب و الا رسانيدند . همان ساعت دستهاى از سوارهاى ايلات قزوين را با سركرده مأمور نمودند كه بروند و دزدان را تعاقب كنند كه به چنگ آورده باشند . از قراريكه مسموع گرديد پى الاغها را آورده بودند به ده سعديه ، و مطلب را به عرض نواب و الا رسانيدند . لهذا حكم فرمودند كه التزام از رعاياى سعديه گرفتند كه يا پانزده روزه دزدها را پيدا كنند و يا غرامت مال سرقت شده را مسترد سازند .
ديگر آنكه در پنج فرسنگى شيراز در سمت فسا قافلهاى از سروستان مىآمده است ، دزدان سواره آنها را مىزنند ، الاغ با بار را مىبرند . مراتب به عرض نواب و الا رسيد ، سوار مأمور نمودند كه تعاقب دزدان رفته به چنگ بياورند . هنوز خبرى نرسيده است .
ديگر آنكه از قرار اخبار نصير الملك حكمران لار و سبعه بواسطهء مخالفت آقا فتحعلى جراشى جمعيت سوار و تفنگچى با سرباز و توپ فراهم آورده بوده ، قلعهء جراش و دهات آنجا را محاصره نموده بوده . از قراريكه مىگويند حاجى اسد الله برادر آقا فتحعلى با تفنگچى بسيار در آنجا به مخالفت آمده براى جنگ بوده ، حاجى اسد الله باطنا رشوت داده بوده به توپچى و سرباز كه شبانه ما مىخواهيم شبيخون به جمعيت نصير الملك بزنيم و شما جنگ نكنيد ما خود دانيم با تفنگچى و سوار ولايتى . توپچى و سرباز هم قبول نموده ، شبانه به نشانهاى كه گذارده بودند شبيخون مىزنند به جمعيت نصير الملك . هرچه به توپچى و سرباز مىگويند توپ بيندازيد اطاعت نمىكنند . حاجى اسد الله هم با جمعيت خود مىريزند در ميانه و جنگ مغلوبه مىشود .
بسيارى از جمعيت نصير الملك كشته مىشوند تا اينكه خود نصير الملك مىرود سر توپ به زور باز مىدارد توپچيان سه توپ مىاندازند . حاجى اسد الله و جمعيتش قدرى دور مىشوند آنوقت سوارهاى بهارلو تعاقب مىكنند آنها را ، پانزده نفر هم از جمعيت حاجى اسد الله كشته مىشوند ، خودش هم زخم برمىدارد ، چند نفرى هم دستگير شدهاند ، از قراريكه مىگويند آقا فتحعلى را مشير الملك تحريك به مخالفت نموده است .
ديگر آنكه روز بيست و ششم شهر حال سهراب خان را با دو فوج اصفهانى و سهام الدوله سه ساعت از روز گذشته وارد شيراز كردند . نواب و الا حكم فرموده بودند كه همهء صاحبمنصبان فوج و فوجى كه در شهر بود به استقبال رفتند ، پس از ورود به حضور نواب و الا سهام الدوله رسيد . اظهار مرحمت زياد از بابت انجام اين خدمت به او فرموده بودند . هفت نفر از اشرار قشقائى كه چند نفر از آنها از طايفهء صفى خانى بودند كه با سرباز جنگ كرده و سه سرباز اصفهانى را كشته بودند ، در وقتى كه حكم شده بود دزدهائيكه بنهء سركار كپيتان نيپر صاحب را سرقت نموده بچنگ بياورند ، مغولا به شيراز آوردند . همان دم نواب و الا حكم به قتل آنها فرمودند . يك نفر
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 15
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص١٥