ديگر آنكه مردى از اهل دهات فارس ساكن شيراز با زنى شوهردار راهى پيدا نموده بوده ، آن زن محرك مىشود مرد را كه شوهر مرا بكش تا اينكه من زوجهء تو شوم . آن مرد در صدد اين كار برآمده تا فرصتى بدست مىآورد شوهر آن زن را به قتل مىرساند . مراتب به عرض نواب و الا رسد ، مرد قاتل را بعد از تجسس بچنگ آورده ، همان دم حكم به قتلش دادند . در ميدان توپخانه او را سر بريدند .
ديگر آنكه محصلى از بابت اموال مسروقه عارضين نواب و الا فرستاده بودند به دشتى نزد خوانين دشتى كه اموال مسروقهء مردم را مسترد سازد . خوانين دشتى محصل را جواب گفته و عارضين را هم زده بودند . مراتب به سمع نواب و الا رسيد ، محصل ديگرى فرستادند و عزمشان اين است اگر بقاعده اطاعت ننمايند خود نواب و الا به جهت گوشمال آنها با فوج روانه به دشتى شود .
ديگر آنكه ايلچى بر ما در تاريخ نهم جمادى الاول وارد شيراز شدند ، نواب و الا عبد الحسين خان سرهنگ توپخانه و فتحعلى خان سرتيپ سوار شاهسون و حاجى ميرزا صادق خان كارگزار را با چنديدك به استقبال آنها تا ربع فرسنگى شهر فرستادند و در باغ تخت كه بيرون شهر است منزل به آنها دادند . مهماندار هم به جهت معزى اليهم گماريدند ، عصر روز ورود اخبار كرده ، خدمت نواب و الا برسند ، لهذا نواب و الا اسبسوارى براى آنها فرستاده از باغ تخت آنها را آوردند به ارگ . قبل از آنكه خدمت نواب و الا برسند به قدر نيم ساعت در اتاق فراشباشى آنها را نشانيده و بعد خدمت نواب و الا رسيده ، رجعت به منزل خود كردند . دو روز بعد نواب نايب الاياله را ديدن كردند و عصر آن روز مشير الملك را ديدن كردند و دو روز بعد به منزل قوام الملك رفتند ، ولى هيچ يك ديدن و بازديد به معزى اليهم ننمودند . از قرار مذكور مهماندار از طهران روانه شده كه بيايد به شيراز و همراهى به آنها كند تا به طهران .
ديگر آنكه نواب و الا حكم فرمودند ايلخانى و ايلبيگى و سهراب خان مجلسى در حضور مشير الملك بنشينند و به شراكت عاملى ايلات قشقائى را قبول نمايند ، پس از انعقاد اين جلسه و گفتگو ايلبيگى جواب گفته بود كه اگر تخفيف مالياتى به اين ايلات مىدهند و براسه به خودم واگذار مىنمايند قبول مىكنم و الا من به شراكت موافقت نخواهم نمود . ايلخانى و سهراب خان خيال بر اين دارند كه بشراكت عمل را قبول نمايند ، ولى ايلات قشقائى ضابطى ايلخانى و سهراب خان را قبول نمىكنند . از قرار مسموع هم قسم شدند كه اگر ديوان عاملى را به اين دو نفر واگذار كنند متفرق شده فرار نمايند .
از 28 جمادى الاولى تا 29 جمادى الثانيه 1291
از قرارى كه مسموع گرديده ايلات عرب كمكم در حولوحوش فسا و سروستان بناى هرزگى گذاردهاند . نواب و الا اصرار دارند به قوام الملك كه به هر نحو است با حالت دست در رفتگى با فوج و سوار براى نظم اين طايفه روانه شود .