قرار شد پس از تحقيق از آقا فتحعلى لارى از او بگيرند يا اينكه از آقا فتحعلى دريافت شود .
ديگر آنكه ناظر و فراشباشى نواب و الا ضل السلطان را به جهت ادعاى تجار و غيره محبوس نمودند ، و تا كنون انجام كار آنها نشده است . ديگر آنكه نواب جمال الدين ميرزا را به جهت باقى ماليات ديوان محبوس نمودهاند .
ديگر آنكه از وقت حكومت نواب و الا حسام السلطنه اغتشاشات در بلوكات خيلى كمتر شده است ، طايفهء عرب كه اشرار بودند همگى متفق شده به سمت كرمان فرار كردهاند .
ديگر آنكه از وقت حكومت نواب و الا حسام السلطنه زياده از حد عارضين از هرجا و هر بلوك از قبيل سرقت شده و چاپيده شده آمدهاند و متدرجا مشغول انجام امورات مىباشند .
ديگر آنكه مقرب الخاقان نصير الملك را به حكومت لار و سبعه منصوب فرمودند و نيز مقرب الخاقان محمد تقى خان را به حكومت كوهكيلويه مقرر كردند .
از قراريكه مسموع مىشود سهراب خان پس از رسيدن دستخط نواب اشرف و الا حسام السلطنه عريضه نموده است كه همين روزها شرفياب حضور مىشوم .
ديگر آنكه طوايف عرب كه نزديك به همهء طايفه رفته بودند به سمت كرمان ، وكيل الملك عريضه خدمت نواب مستطاب و الا نوشته بود كه اين طوايف اينجا جمع شدهاند و چه بايد كرد ؟ . نواب و الا محصلى تعيين فرمودند كه برود ايلات عرب را از سمت كرمان رجعت به خاك فارس بدهد .
از 4 ربيع الثانى تا سلخ ربيع الثانى 1291
نواب جمال الدين ميرزا كه از بابت باقى مالياتى در حبس بود دو هزار تومان از بابت باقى هشت هزار تومان باقى به نواب و الا حسام السلطنه داد و مستخلص گرديد ، شش هزار تومان ديگر را جناب ظهير الدوله قبول نموده كه رفع و رجوع نمايند .
ديگر آنكه حاجى على فينى از لارستان به جهت ظلمى كه به او از قاسم خان سرتيپ شده به شيراز آمد و به حضور نواب و الا عرايض خود را نمود ، چون بىاعتبارى قاسم خان سرتيپ بر نواب و الا ظاهر شد مكررا حكم به حبسش فرمودند و بعد از چند روز قرارى از بابت باقى محل گذارده او را رها فرمودند . نوشتجاتى كه مجبورا از حاجى على گرفته بود از قاسم خان گرفته به وى مسترد نمودند .
ديگر آنكه نواب و الا حكم فرمودند كه حكام فسا و جهرم و داراب و لارستان هريك صد نفر تفنگچى بفرستند به دور قلعهء طبر كه فضلعلى بهارلو را محاصره نمايند و تا اينكه او را بچنگ نياوردهاند از دور قلعه رجعت ننمايند و حكم را بر عهدهء محصل مخصوص فرموده كه اجرا دارند .
ديگر آنكه در جميع راههاى فارس حكم نمودند كه تفنگچى و مستحفظ گذارده شود و مواجب تفنگچى هر راه را هم سند دادند كه به خرج ماليات بياورند .
ديگر آنكه در تنگ بلاغى كه سامان مشهد مرغاب است بنهء يكى از صاحبمنصبان تلگرافى را اشرار سرقت نموده بودند ، به محض اظهار به حكومت محصل گماريده روانه داشتند نزد محمد