و من خودم اين فقره را پيش صاحب ديوان به جهت شما معين مىكنم و اگر هم مقصود شلوغ كردن و اغتشاش باشد آنچه ديدى از چشم خود ديده باش " . آقا ميرزا هدايت الله ساكت شده است .
ديگر آنكه چون هميشه اوقات امام جمعه روزهاى جمعه را مىرفتند در مسجد وكيل نماز مىخواندند و بعد از نماز بالاى منبر مىرفته ، روز جمعه دهم ماه جمادى الاولى اراده نموده برود مسجد وكيل ، آقا سيد على اكبر پيشنماز كه همه روزه و همه شب در مسجد وكيل نماز مىخواند پيغام فرستاده براى امام جمعه كه شما فاسق و فاجريد مرخص نيستيد كه برويد در مسجد وكيل نماز بخوانيد . امام جمعه هم جواب داده كه من مىروم ببينم كيست كه ممانعت مىكند . جماعتى از اشرار و اوباش را دور خود جمع نموده كه به مسجد وكيل برود . همچنين آقا سيد على اكبر هم جماعتى از اشرار را دور خود جمع نموده كه ممانعت كند . حكومت مطلع مىشود ، حكم مىدهد كه هيچ يك مرخص نيستند امروز به مسجد وكيل بروند . سوار و سرباز ديوانى را حكم دادهاند كه دور مسجد وكيل را احاطه كنند كه اگر هريك چه امام جمعه با جمعيت خود و چه آقا سيد على اكبر با جمعيت خود بخواهند بروند در مسجد وكيل سوار و سرباز ديوانى بزنند . امام جمعه تا نصفهء راه كه مىرود برود به مسجد وكيل خبر به او مىدهند كه حكومت چنين حكمى نموده اگر رفتيد باعث خون مسلمانان مىشويد . امام جمعه هم قهر كرده از همان راه يكسر مىرود به باغ رحمتآباد خود كه به كربلا برود . يك روز و يك شب در آنجا نقل مكان كرده ، بعد حسب الامر سركار حضرت و الا ركن الدوله ، مستشار الملك و ساعد السلطنه و شاهزادگان و خوانين و تجار و كسبهء شهرى مىروند به باغ رحمتآباد و امام جمعه را برمىگردانند به شهر و به حضور حكومت بردهاند .
مورخهء روز جمعه هفدهم ماه جمادى الاولى سنه 1312 مطابق شانزدهم ماه نومبر سنه 1894 .
از 18 جمادى الاول 1312 مطابق 17 نومبر 1894
استرخاص ساعد السلطنه با فوج همدان ابواب جمعى خود از طهران رسيده چند روز است كه در باغ مرحوم حاجى محمد مهدى كشميرى نقل مكان نموده كه سربازهاى او در هرجا ساخلو هستند برسند و با فوج خود حركت نمايد و در عوض آن هم مهدى خان منصور الدوله با فوج محال همدان مأمور شده چند روز است وارد شدهاند و بالفعل در خارج دروازهء اصفهان سرباز او سكنى دارند .
ديگر آنكه شب جمعه شانزدهم ماه جمادى الاولى از سه ساعت به غروب مانده تا دو ساعت از شب گذشته باران خوبى آمده است .
ديگر آنكه از قراريكه از لارستان مكتوبا به مستشار الملك نوشتهاند فتحعلى خان نايب الحكومهء لارستان فوت شده است . ديگر آنكه كارهاى حكومتى كماكان بىنظم و مغشوش است و به عرايض مردم رسيدگى نمىكنند و در هيچ كارى پيشرفت ندارد و عموما مردم از حكومت شاكى هستند .
ديگر آنكه از قراريكه مذكور است رئس ادارهء بانك شاهنشاهى مىخواهد علمى از جانب دولت بلژيك در منزل خود اقامه دارد و خود رئيس بانك هم وكيل دولت مذكور مىباشد .