ديگر آنكه از روزيكه امر هيزم و ذغال رجوع به حاجى آقا جان فراشباشى بيگلربيگى شده است كما فى السابق فايدهاى به حال مردم نبخشيده و بسيار از بابت بىسوختى در اين زمستان بر خلق بيچاره عرصه تنگ شده و سخت مىگذرد .
ديگر آنكه مرتضى قلى بيگ قشقايى دزدبگير و فرج الله كيخاى ايكدر كه از طايفهء قشقايى مىباشد دو نفر را حكومت از حاجى نصر الله خان ايلخانى خواسته ، آنها را به شيراز آورده ، مشار اليهما از ترس حكومت چند روزى در مسجد نو بست رفته بودند ، امام جمعه آنها را اطمينان داده از بست بيرون آورده ، حكومت هم فورا دو نفر را گرفته در ميدان طويله سر بريدند ، مرتضى قلى بيگ را محض لجاجت با ايلخانى حكومت كشته است ، فرج الله كيخاى ايكدر را از قرار مذكور فتح على خان نايب الحكومهء لارستان هزار تومان به سركار و الا ركن الدوله و پانصد تومان به نواب عين الملك پيشكش داده كه خوندار پسر من است و آنها را بقتل برسانيد .
ديگر آنكه فتحعلى خان نايب الحكومهء لارستان فوت شده ، سركار و الا ركن الدوله نواب عين الملك كه حاكم لارستان و آن صفحات است با منصور نظام كه سركردهء سوارهاى عرب بغدادى است و جمشيد خان ميرپنج كه سركردهء فوج عراقى است خيال دارند روانه نمايند كه بلكه مداخل كلى از ماليهء فتحعلى خان بگيرند ، الحال در تدارك رفتن مىباشند . ولى حاجى غلام حسين تاجر لارى كه ضامن مالياتست و سند ماليات لارستان را داده تلگراف خدمت حضرت اشرف صدر اعظم كرده كه " اگر براى وصول ماليات نواب عين الملك با اين جمعيت مىخواهد برود كه من سند مالياتى دادهام از قرار قسط مىپردازم و اگر محض چاپيدن لارستان است حكم بفرماييد تمسكى كه من دادهام پس بدهند خود دانسته با لارستان " . بعد از اين تلگراف گفتگوست كه رفتن نواب عين الملك موقوف شده ولى هنوز درست معين نيست كه برود يا نرود همين قدر هست كه اسباب زحمت به جهت مكاريان شده به جهت قاطر و شتر گرفتن به جهت زير بنهء عين الملك .
ديگر آنكه وضع حكومت و رفتار مستشار الملك با مردم بسيار بد است ، اعلى و ادنى به صدا آمدهاند .
ديگر آنكه امروز ده روز است كه اتصالا شبانهروز باران مىآيد و به جهت سوخت خيلى بر مردم از غنى و فقير سخت مىگذرد و حكومت هم ابدا در خيال آسايش خلق نيست .
ديگر آنكه بعد از كشتن مرتضى قلى بيگ دزدبگير ، حسينعلى ميرزا را پنهانى حكومت فرستاده كه خانههاى آنها را بچاپند . از قرار مذكور با پسر مرتضى قلى بيگ نزاع كردهاند ، دو نفر سوار از طرف حسينعلى ميرزا كشته شده و پسر مرتضى قلى بيگ هم زخمى خورده و احشام خود را برداشته به طرف بختيارى رفته است . وضع فارس كليه بيرونها و چه در شهر بسيار مغشوش است .
ديگر آنكه نواب عين الملك با جمشيد خان ميرپنج و دويست نفر سرباز و يكصد سوار از منصور نظام رفتند به لار به جهت جمعآورى ماليات چونكه از قرار مذكور امساله قريب سى هزار تومان بر ماليات لارستان سركار و الا ركن الدوله علاوه تمسك گرفته و فتحعلى خان در حيات خودش اين تفاوت را قبول نكرده بود ، حال عين الملك به جهت وصول اين تفاوت جمع رفته است و از قرار مذكور
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 472
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٤٧٢