بيش از اين بشود چونكه شلتوكها تماما خراب شده است . وضع حكومت بسيار بد است ، از هر حيث بيرونها مغشوش در شهر هم دزدى مىشود و هم اغتشاش . هيزم و ذغال و گرانى نان به مردم زياد سخت مىگذرد .
ديگر آنكه چند روز است هوا صاف و آفتاب است ، قدرى مردم از وحشت خانه خرابى افتادهاند ولى از هرجا كه خبر مىرسد صيفى هرجا را باران خراب كرده است ، از بابت هيزم و ذغال بواسطهء آفتاب بودن فى الجمله ارزانتر شده همين قدر است كه عايد خلق مىشود .
ديگر آنكه وضع حكومت به همان قسم كه بوده هست ، چند روزى خبازان را جمع كردند كه قرارى در نرخ نان بگذارند ، بعد از گفتگوى زياد حكم دادند كه نان تنورى را يك من تبريز سى شاهى و نان سنگك يك من هفت عباسى بفروشند ، نان ذرت هم يك من چهار عباسى ، ولى به اين قاعده رفتار نخواهند كرد ، الان يك من دو قران مىفروشند چون حكومتى در ميان نيست و بازخواست ندارند ، به هر نرخى ميل دارند و پيشرفت كند مىفروشند .
ديگر آنكه فتحعلى خان نيريزى كه حاكم نيريز بود فوت شده مبلغى ماليات بدهكار است حال حكومت خيال دارد كه يا به بستگان خود فتحعلى خان حكومت نيريز را بدهد يا حاكمى معين كرده بفرستد .
ديگر آنكه از قراريكه از بيرونها نوشتهاند نواب عين الملك كه به سمت لارستان رفته تا جهرم رسيده ، ديگر آبادى براى هيچ ده و دهكدهاى نگذاشته است بلكه تا دو سال ديگر هم آبادى پيدا نخواهد كرد ، چونكه در اين دهات آذوقه يافت نمىشده بضرب چوب و شكنجه سيورسات به جهت پانصد نفر جمعيت گرفتهاند و همه فرارى شدهاند ، خيلى كار فارس از هر حيث خراب است .
ديگر آنكه حاجى سيد على اكبر از ترس اينكه مبادا او را شب هنگام بدزدند هر شب جاى خود را عوض مىكند ، چونكه امام جمعه و سركار و الا ركن الدوله متفق شدهاند كه حاجى سيد على اكبر را شب هنگام بدزدند و از شهر بيرون ببرند .
مورخهء روز سهشنبه نوزدهم ماه جمادى الثانيه 1312 مطابق هيجدهم ماه ديسمبر 1894 .
از 20 جمادى الثانيه 1312 مطابق 19 ديسمبر 1894
از قراريكه خبر رسيده حاجى رستم خان پسر فتحعلى خان لارى با پنج شش هزار جمعيت تا جويم و بيدشهر جلو نواب عين الملك آمده با كمال استعداد ، از قرار مذكور مشكل است كه دستاندازى به اموال فتحعلى خان بشود كرد ، اگرچه از جانب اعليحضرت همايونى هر روزه اصرار در اخذ اموال فتحعلى خان دارند .
ديگر آنكه شهرت زياد در شيراز است كه حكومت سال نو با جناب نظام السلطنه است كارهاى حكومتى حاليه مثل سابق است .
ديگر آنكه از قرار مذكور پسران فتحعلى خان لارى راضى به سى هزار تومان پيشكش به اعليحضرت همايونى شدهاند ولى اعليحضرت همايونى قبول نفرمودهاند ، يكصد هزار تومان بيشتر