بردهاند كه معلوم نيست شخص چاپار را و پنج رأس اسب را به كجا بردهاند ، اثرى از آثار آنها باقى نيست .
ديگر آنكه روز سهشنبه سلخ ماه ربيع الثانى قريب سى چهل نفر زن رفته بودند سر توپخانهء حكومتى بست نشسته بودند كه فقرهء گرانى نان فراموش ما شده است و ما هيزم و ذغال مىخواهيم . حكومت ديدند كه بد اوضاعى است ، فرستادند عقب حبيب الله خان بيگلربيگى حضورا به معزى اليه حكم كردند كه بايد حتما خلعت بيگلربيگىگرى شهر را به تو بدهم و انتظام شهرى با تو باشد . حبيب الله خان بيگلربيگى مهلت چهل روزه از حكومت خواسته كه برود به داراب و مراجعت از داراب خلعت بپوشد ، ولى حاجى آقا جان فراشباشى حبيب الله خان را خلعت دادند و شهر را سپردند به او و امر هيزم و ذغال را هم واگذار به حاجى آقا جان كردند كه در مدت غيبت حبيب الله خان رسيدگى و انتظام امور شهرى را بدهد تا مراجعت حبيب الله خان بيگلربيگى و كدخدايان محلات را هم حضورا طلبيده التزام از آنها گرفتند كه هريك در محلهء خود مواظبت و مراقبت كرده نگذارند اغتشاش و بىنظمى واقع شود و هر اتفاقى كه در محلهاى رخ دهد روزنامه به حاجى آقا جان بدهند كه حاجى آقا جان روزنامه به حكومت بدهد ، و داروغهء شهرى را هم عوض كردند .
ديگر آنكه از بابت مطالبه كردن مستشار الملك باقى ماليات ديوان را از عمال و اربابداران به شدت سختى ، نواب شاهزاده جمال الدين ميرزا و حاجى نصر الله خان ايلخانى قشقايى هر دو رفتند در منزل امام جمعه بست نشستند .
ديگر آنكه اعليحضرت اقدس همايونى تلگراف سختى از بابت سرقت كردن چاپار دولتى و چاپار پست به سركار حضرت و الا ركن الدوله كرده و مؤاخذهء شديدى نمودهاند ، و نيز على حده اعليحضرت اقدس همايون و جناب جلالت مآب اجل اكرم افخم صدر اعظم هر دو محرمانه تلگراف به تفنگدارباشى سركار حضرت و الا ركن الدوله كردهاند كه خودت با تفنگداران مىروى به آباده تحقيق و تفحص مىكنى كه سارقين چاپار دولتى و چاپار پست از چه طايفه بودهاند پس از تحقيق تلگرافا اخبار مىدهى .
ديگر آنكه امام جمعه رفتهاند در منزل حكومت و از بابت نواب شاهزاده جمال الدين ميرزا و حاجى نصر الله خان ايلخانى قشقايى كه در منزل ايشان بست رفته بودند توسطى و جواب و سوالى با حكومت كرده ، حسب الامر شب هنگام مستشار الملك مىرود به منزل امام جمعه قرار و مدارى در كارهاى نواب شاهزاده جمال الدين ميرزا و حاجى نصر الله خان ايلخانى قشقايى مىدهند ، از بست خانهء امام جمعه بيرون آمدند .
ديگر آنكه پالتو ترمهاى از جانب اعليحضرت اقدس همايونى براى سركار حضرت و الا ركن الدوله خلعت مرحمت شده بود ، عصر روز جمعه سيم جمادى الاولى در باغ نو خارج شهر خلعت را پوشيدند و تمام اعيان و اشراف هم همراهى به سركار حضرت و الا ركن الدوله كردند .
از قراريكه مىگويند زنهاى اهل شيراز كه به تماشا رفته بودند حضورا به سركار و الا ركن الدوله بسيار بىاحترامى كرده و حرف سخت و بد زده بودند ، و چند شليك توپ هم كردند .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 469
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٤٦٩