تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
داماد او داده‌اند و جميع ابواب جمعىهاى نصير الملك مرحوم را واگذار به ابو القاسم خان كرده‌اند حتى رياست دفتر را . ديگر آنكه اعليحضرت همايونى از ماليهء مرحوم نصير الملك از ورثهء آن مرحوم سى هزار تومان گرفته‌اند . سه دختر دارد و سه داماد كه يكى از دامادها قوام الملك است ، نفرى ده هزار تومان دادند . ديگر آنكه از قراريكه از طهران خبر رسيده به جهت اموالى كه از خانهء بستگان و نوكران قوام الملك سربازان صمصام الملك غارت كردند در مجلس حضرت و الا نايب السلطنه اجلاس كرده‌اند كه رسيدگى به اين امر شود ، ولى از قرار مذكور مشكل است چيزى به آنها عايد شود . سيزده هزار تومان از صمصام الملك به جهت اعليحضرت همايونى گرفته شده و شش هزار تومان از حاجى عبد الحسين خان ميرپنجه گرفته شده به جهت تقصيرى كه خودش و توپچيان در روز بلوا كردند . ديگر آنكه قدرى اغتشاش در گله‌دار بهم رسيده ، ميانهء بهادر خان حاكم گله‌دار و غلام حسين خان گله‌دارى كه بناى ياغىگرى را گذارده‌اند . حكم به فتحعلى خان لارى شده كه به حمايت بهادر خان برود به جهت گرفتن غلام حسين خان . ديگر آنكه امام قلى خان حاكم قير و كازرين در دادن قسط و گندمى كه به جهت صرف شيراز خريده شده مسامحه و تعلل كرده است ، آقا سردار كه از گماشتگان حكومتى است مأمور شد و رفت كه تمام قسط او را بگيرد و تا تمام ماليات او را با گندم نگيرد از آنجا حركت نكند . ديگر آنكه شهر شيراز و اطراف چندى است منظم شده ، نواب سهام الملك به جهت عبور دادن ايل عرب از دهات كربال و غيره اين دو روزه مىرود تا داراب . ديگر آنكه الحمد الله تاكنون ناخوشى و با به شيراز سرايت نكرده است ، قرنطينه در دشت ارژنه مضبوط است ، كوچه‌هاى شهر را هر روز تميز و پاك مىكنند . ديگر آنكه اكبر كه گلوله خورده بود از شاه‌چراغ به خانه نوذر ميرزا پناه برده است كه در آنجا زخم را جراح معالجه نمايد ، از قرار مذكور زخم او بهتر است . شيخك كه همدست او بود از شيراز رفته ولى از قرار مذكور او را در راه كشته‌اند ، ولى صدق و كذب آن معلوم نيست . ديگر آنكه جناب نظام السلطنه حكم داده‌اند بعد از چهار ساعت از شب گذشته هركس از اعلى و ادنى خواه با فانوس يا بىفانوس او را بگيرند تا صبح نگاه دارند ، و اگر كسى بىفانوس باشد و او را صدا كنند و جواب ندهد با گلوله بزنند و خون او هدر باشد . ديگر آنكه بعضى از طايفهء عرب باز بناى هرزگى را گذاشته‌اند بعضى از دهات كربال را خراب كرده شلتوك و غيره را بريده برده‌اند . اين خبر به جناب نظام السلطنه رسيده ، حكمى به نواب سهام الملك داده‌اند كه آنها را تنبيه و سياست نمايد و هرچه مال مردم را برده‌اند گرفته برساند . ديگر آنكه ايلخانى قشقايى در دو سه فرسخى شيراز آمده ، سعد الملك محض قرارومدار كارهاى او رفته‌اند پيش مشار اليه هنوز مراجعت نكرده‌اند .