تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
ديگر آنكه الحمد الله هنوز ناخوشى و با به شيراز سرايت نكرده است ، كازرون هم تخفيف كلى كرده است . ديگر آنكه شهر و اطراف شهر منظم است . ديگر آنكه علما هر روز خيال فسادى دارند ولى جناب نظام السلطنه جلوگيرى دارند به ملايمت آنها را ساكت مىنمايند . مورخهء روز جمعه نهم ماه ربيع الثانى سنه 1311 مطابق بيستم ماه اكتوبر مسيحى سنه 1893 .

از 10 ربيع الثانى 1311 مطابق 21 اكتوبر 1893

از قرار مذكور ديگر در كازرون ناخوشى و با نيست ، قرار است قرنطينهء دشت ارژنه را بردارند ولى در بلوك كوار كه هفت فرسخى شيراز است در دهات آنجا ناخوشى است ، از قرار مذكور تا به حال چهل پنجاه نفر تلف شده‌اند ، در ايلات قشقايى هم سرايت كرده چند نفر از كلانتر و كيخا و رعيت مرده‌اند ، ايلات به همه‌جا متفرق شده‌اند ، احتمال كلى مىرود كه اين ناخوشى با ايلات قشقايى به گرمسيرات سرايت كند ، ولى الحمد الله در شيراز سرايت نكرده است ، هواى خود شيراز به قاعده سرد شده ممكن است كه ديگر سرايت به شهر شيراز نكند . ديگر آنكه جناب نظام السلطنه خيال دارند در اين هفته بروند تا بند امير به جهت تفرج ، چهار پنج روز سفر ايشان طول خواهد كشيد . ديگر آنكه به جهت وصول ماليات بهرجا محصل فرستاده شده كه در همانجا بماند تا تمام ماليات را نگيرد مراجعت نكند . ديگر آنكه نواب سهام الملك به جهت نظم ايلات عرب و بهارلو و غيره رفته است به داراب چند روزى در آنجا توقف كرده مراجعت خواهد كرد . ديگر آنكه جناب نظام السلطنه مأمور مخصوص فرستادند به بلوك كوار ، تحقيق كردند ناخوشى و با در آنجا چندان نبوده است ، چند نفر از الاغ‌دارها كه گندم از دشتى و دشتستان حمل كرده بودند مبتلا شده بودند به كوار كه مىرسند مىميرند ، چند نفر هم در اطراف دهات آنجا مبتلا شده ، بعضى چاق شده و بعضى تلف شده‌اند . الحمد الله تخفيف كلى كرده ، در شيراز و جاهاى ديگر الحمد الله نيست . از قرار مذكور به بنادرات سرايت كرده است . ديگر آنكه حكومت كه در بلواى دو ماه قبل قرار گذارده بودند گندم را يك من سيزده شاهى بفروشند و هرچه تفاوت قيمت باشد از خودشان ضرر كنند ، انبارداران به خيال اينكه تفاوت قيمت را به صاحب گندم خواهند داد هرچه گندم مال مردم نزد آنها بود ، به زور حكومت گرفتند و يك من سيزده شاهى پول دادند حال صاحب گندمها مطالبهء گندم خود را مىنمايند كه يا به عين يا يك من بيست و دو شاهى يا يك قران از انبارداران پول مىخواهند و به حكومت عارض شده‌اند . حكومت هم حمايت از صاحبان گندم مىنمايد ، محصل گذارده‌اند يا گندم به عين يا يك من يك قران پول به صاحبان گندم بدهند ، اغلب از انبارداران و خبازان بست رفته‌اند . اگر اين قسم حكومت بخواهد رفتار نمايد تمام تحويل‌داران بست خواهند رفت ، بلكه احتمال مىرود
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 440 | على اكبر سعيدى سيرجانى