ديگر آنكه فتحعلى خان جراشى و حسين خان بهارلو با هفتاد هشتاد نفر از معتبرين بهارلو از داراب رفتهاند به لارستان ، ولى جناب جلالت مآب نظام السلطنه حكم كردهاند كه سواى پانزده نفر از بستگان و نزديكان خودش بيشتر نبايد نگاه بدارد ما بقى بايد مراجعت به داراب كنند ، اگر غير از اين بكنند محصل برود آنها را بكوچاند ، و حسين خان را محض توسط فتحعلى خان جراشى امان دادند و الا خيال داشتند كه آنچه سر رضا خان آوردند همان قسم با او رفتار نمايند .
بعد از اين قتل رضا خان الحمد الله از هرجا اخبار نظم و امنيت رسيده است .
مورخهء روز دوشنبه هفتم ماه ربيع الاول سنهء 1311 مطابق هيجدهم ماه سپتمبر سنه 1893 .
از 8 ربيع الاول 1311 مطابق 19 سپتمبر 1893
اكبر و شيخك نام كه هر دو از اشرار شيراز بودند و جناب نظام السلطنه آنها را مىخواستند و مدتى است در شاهچراغ بست نشستهاند و در ضمن شرارت هم مىكنند ، جناب نظام السلطنه لابد شده به ساعد السلطنه حكم كردند كه در كمين باشند هر وقت از شاهچراغ خارج شدند آنها را يا بگيرند يا با گلوله بزنند ، چند شب قبل فرصت كرده اكبر را دو گلوله زدند ولى تابحال نمرده است . شيخك را در شاهچراغ حبس نمودهاند . متولى و جناب امام جمعه توسط از شيخك كردند ، قرار گذاردند كه شيخك از خاك فارس خارج شود ، تا از خاك ( فارس ) خارج شود در امان است ، جاى ديگر با دولت است .
ديگر آنكه رحيم حنايى پدرزن رضا خان كه از دزدها و اشرار معروف بود او را دم توپ گذاردند ، بنقد بيرونها تمام منظم شده است و ايلات خمسه خيلى منظم حركت كردهاند . تا به حال به دهات مردم تعدى و خسارتى وارد نياوردهاند .
ديگر آنكه در جهرم ميانهء دو طايفه نزاع شده است ، از يك طرف يك نفر كشته شده و از يك طرف يك نفر زخمى است . طرفين را حكومت به شيراز خواستهاند كه رسيدگى شود . حكم شده اشرار را در جهرم گرفته به شيراز بياورند .
ديگر آنكه قاصد پست جهرم را در خاك جهرم دزد زده ، نوشتجات و امانت هرچه بوده بردهاند . جناب نظام السلطنه عقب كردهاند دزد را از حاكم جهرم مىخواهند .
ديگر آنكه اعراب تماما بطور منظم از دهات عبور كردهاند كه سنبلهاى از حاصل و مال و حشر مردم را خراب نكردهاند . از اين فقره ( رعيت ) خيلى آسوده بودهاند . امسال الحمد الله در همه جاى فارس الان منظم است .
ديگر آنكه بواسطهء ناخوشى و با كه تا كازرون رسيده اهل شيراز خيلى مضطرب هستند ، جناب نظام السلطنه قرنطينه در دشت ارژنه قرار گذاردهاند كه هركس از كازرون بيايد او را نگاه دارند ، قوافل را هم نمىگذارند عبور كند ، ولى احتمال كلى مىرود كه به زودى سرايت به شيراز كند چونكه كوچههاى شهر بسيار كثيف است و بيگلربيگى شهر ابدا در خيال تنظيف شهر نيست .
ديگر آنكه لقب نصير الملك را به ابو القاسم خان همشيرزادهء مرحوم نصير الملك و