مراد خان حبس شد ، برج خراب شد ، كوهى برادر رضا خان گلوله خورد ، رضا خان با دو نفر برادرش در تاريكى شب فرار كرده بودند ، آدم به تعاقب آنها رفته و مىرود ، استعداد براى آوردن عيالش بفرستيد . مهدى قلى " .
جواب نواب و الا حاجى سهام الملك زيد مجده " رفع خستگى و كسالت پنج ماههء مرا كرديد ، از شما كمال رضايت را دارم ، از گرفتارى محمد مراد و سايرين خشنودم ، اميدوارم رضا خان و برادرش را هم دستگير نماييد . جمشيد خان را با تمام فوجش و چهل سوار فورى فرستادم .
زخمىها را هم بفرستيد . نظام السلطنه " . سرباز و سوار فرستادهء جناب نظام السلطنه به حسين خان بهارلو نوشتهاند كه " اگر جان خود را مىخواهى بايد به روى در لار در خانهء فتحعلى خان لارى خودت و عيالت بمانى ، اگر يك نفر همراه خود ببرى يا آنكه از آنجا بيرون بيايى به هر قسم باشد ترا گرفته مىكشم " . خيلى از اين فتح نواب سهام الملك ملاكين و رعايا خوشوقت هستند چونكه در اياب و ذهاب اين طايفهء عرب از بوانات الى قريب بندر عباس كسى نه حاصل شتوى و نه حاصل صيفى داشت ، تمام ملاك و رعايا مشوش بودند . اميد است كه بعد از اين دعوا نظم درستى در اطراف گرفته شود .
ديگر آنكه به جهت اين معجزهاى كه در بادكوبه روز عاشورا واقع شده در مسجد وكيل بنا به خواهش حاجى سيد على اكبر جناب صاحب اختيار سه شب چراغان نمودند .
ديگر آنكه دو نفر سرباز از فوج ساعد السلطنه ميان ظهر مست كرده دست به قمه در ميان بازار وكيل بدمستى مىكردند ، اهل بازار را قريب ده بيست نفر زخمى كرده بودند ، ساعد السلطنه مىشنود خودش سوار شده مىرود سربازها را مىگيرد و تنبيه زياد مىكند ، مجروحين اهل بازار را هم آوردند در منزل حكومت ، جراح آوردند زخمهاى آنها را بستند و قرار شده ساعد السلطنه ديه زخمهاى آنها را بدهد .
ديگر آنكه تلگراف ديگرى نواب سهام الملك كرده است كه " حملهء ديگرى به طايفهء رضا خان كردهايم ، هشت نفر ديگر از آنها كشته شده و سه پسر و دو خواهرش و يك نفر خواهرزادهاش دستگير شدهاند " ، و خود سهام الملك در چهار فرسخى ده بيد توقف دارد . اميد است كه رضا خان هم بدست بيايد .
مورخهء روز يكشنبه هفتم ماه صفر المظفر سنه 1311 مطابق بيستم ماه اگست مسيحى سنه 1893 .
از 8 صفر 1311 مطابق 21 اگست 1893
از قراريكه نواب سهام الملك نوشته است رضا خان در همان جنگ اول گلوله خورده بوده با برادرانش فرار مىكند بعد از ظهر آن روز در كوه فوت مىشود ، او را مىبرند كه در مشهد مادر سليمان دفن كنند بگير مىآيند ، سر او را از تن جدا كرده مىآورند به جهت سهام الملك . كوهى برادر رضا خان با قرآن مىآيد پيش سهام الملك . فردا كه روز يكشنبه چهاردهم ماه صفر المظفر است سهام الملك تمام اسرار و كوهى را وارد شيراز مىنمايد .