تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
او را خفه كرده بود . اين خبر به حكومت رسيد . قاتل را در آباده گرفته آوردند به شيراز ، در ميدان سر او را بريدند . ديگر آنكه حاجى نصير الملك ناخوشى استسقا دارد ، قريب يك ماه است ديگر به دفتر نمىآيد ، اطبا از او مايوس شده‌اند ، از اين جهت عيال قوام الملك كه دختر معزى اليه است از دلگشا كه نقل مكان كرده بود كه برود به طهران مجددا به شهر آمده است ، ولى حكم است كه تا روز بيست و چهارم برود به طهران . ديگر آنكه شخص ارسنجانى عموى خود را كشته بود ، مأمور حكومت رفته او را به شهر آورده ، در ميدان توپخانه سر او را بريدند . ديگر آنكه كاغذى درب مسجد نو چسبانيده بودند خطاب به جناب نظام السلطنه به اين مضمون كه " قرار با ما داديد گندم هر قيمت باشد نان را يك من سه عباسى به ما بدهند ، زير قول خود زده‌ايد ، ما نمىتوانيم نان يك من سى شاهى بخوريم ، آن دفعه رفتيم تلگرافخانه حال محض اينكه نگويند الواطگرى مىنمايند مىرويم قبلهء دعا " . اين كاغذ به فاصلهء دو ساعت بيشتر نبود ، آن را سياه كردند . ديگر آنكه بعضى از كلانتران عرب به شهر آمده‌اند پيش نواب سهام الملك برادران رضا خان عرب آمده‌اند ولى خودش نيامده است . اين دو سه روزه قرارومدار طايفهء عرب را گذاشته مىروند . نواب سهام الملك هم مىرود بيرون كه همراه آنها باشد تا از اين بلوكات كه راه آنها است بگذرند كه خرابى به املاك مردم نرسانند . ديگر آنكه عيال قوام الملك و عيال حبيب الله خان بيگلربيگى روز چهارشنبه بيست و ششم از شيراز به سمت طهران محكوما حركت كردند . جناب نظام السلطنه از رفتن ايشان آسوده شدند . ديگر آنكه متصل از بابت گرانى نان زن و مرد شيراز مىخواهند بلوا كنند ، ميرزا هدايت الله قرار است آنها را ببرد خدمت جناب نظام السلطنه ، قرارى در اين باب بگذارد . ديگر آنكه احوال حاجى نصير الملك قدرى بهتر است ولى هنوز از خطر نگذاشته است . ديگر آنكه چون رضا خان عرب با حسين خان بهارلو باطنا از سال و مرسول داشته‌اند كه همين قدر از سرحد به خاك گرمسير برسند باز مثل پارسال بناى اغتشاش را بگذارند . جناب نظام السلطنه از اين فقره مطلع مىشوند ، سر راههاى ايل عرب را سوار محرمانه مىگذارند . فتح الملك را با دويست نفر سوار زبده از باصرى و غيره فرستادند كه حاضر باشند . نواب سهام الملك با مير محمد شريف خان عرب هم با لباس تبديل بطور چاپارى محرمانه از شهر حركت كردند ، در خاك بوانات و قنقرى شب هنگام روى احشام رضا خان مىريزند آنها را مىگيرند مىكشند ، ولى رضا خان با دو برادرش در شب تاريك فرار مىكنند . صورت تلگرافى كه نواب سهام الملك از ده بيد به جناب نظام السلطنه كرده است و جوابى كه جناب نظام السلطنه به ايشان داده است اين است : " خدمت اجل اكرم صاحب اختيار مدظله ، جنگ شد ، ده نفر از كسان رضا خان كشته شد ، سه نفر پسر و يك دختر و دو زنش گرفتار شد ، على نفى خان كشته شد ، برادرش دستگير شد ، محمد
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 436 | على اكبر سعيدى سيرجانى