خبازان به هر نرخ كه ميل دارند بفروشند خود دانند .
ديگر آنكه حال التحرير گندم يك من شش عباسى و جو يك من چهار عباسى در شهر پيدا مىشود و خريد و فروش هم به همين نرخ مىشود ولى در بيرونها سواى ذرت و الم گندم و جو خيلى كم يافت مىشود .
ديگر آنكه جناب سعد الملك خيال دارد تا پانزدهم جمادى الاولى از شيراز به سمت بوشهر و دشتى و دشتستان حركت نمايد .
ديگر آنكه بواسطهء كمى آذوقه بر مردم خيلى تنگ مىگذرد ، از قرار مذكور ملخ هم در تمام بلوكات بسيار است . خداوند رحم نمايد .
ديگر آنكه چندين دكان نان تاوه برگردان در شهر معين شده و همه روزه نان را يك من پانزده شاهى مىفروشد آرد هم بسيار خوب است ولى نان خبازان يك من يك ريال و بيست و شش ( شاهى ) مىباشد ، تسعير همه جنسها زياد است .
ديگر آنكه الحمد الله هواى شيراز خوب شده ناخوشى خيلى كم است . ديگر آنكه بيرونها و شهر اين اوقات منظم است از جايى سر و صدايى بلند نيست مگر گاهى گنده دزدى مىشود ، عربها هم باز قدرى بيرونها دزدى كمى مىكنند ، امسال تا پارسال فرق كلى دارد و ملاك صيفى خود را بطور درست برداشتهاند و خوب هم به فروش رسانيدند .
ديگر آنكه رئيس تلگرافخانهء ايرانى در شيراز معزول شده رفت به اصفهان . مبشر السلطنه كه رئيس تلگرافخانهء تبريز بود مأمور به رياست تلگرافخانهء فارس شده و اين چند روزه از طهران حركت خواهد كرد .
ديگر آنكه ميرزا آقا نام تاجر پسرزادهء مرحوم حاجى خليل تاجر قريب شصت هزار تومان مال مردم را تفريط كرده ورشكسته است و الان در منزل آقا ميرزا محمد على پيشنماز بست نشسته است ، مبالغى بانك شاهنشاهى از مشار اليه طلبكار است .
مورخهء روز دوشنبه دهم ماه جمادى الاولى سنه 1311 مطابق بيستم ماه نومبر سنه 1893 .
از 11 جمادى الاول 1311 مطابق 21 نومبر 1893
حاجى سيد على اكبر از جناب نظام السلطنه تلگراف رضامندى به اعليحضرت همايونى كرده است ، جواب آمده كه " ما او را به جهت اينكه مجرب شده بود براى حكومت فارس انتخاب كرديم ، حال كه شما رضايت داريد ما هم راضى هستيم " . يك تلگراف اهل فارس از كسبه و غيره و يك تلگراف هم تمام تجار كردهاند به اينكه " ما رضايت داريم از حاكم و چنين شهرت دادهاند اتباع قوام الملك كه او به شيراز خواهد آمد اگر چنين باشد جميع ماها جلاى وطن خواهيم كرد " . جواب رسيد كه " هرگز چنين خيالى نداريم ، نه او را و نه صاحب ديوان را هرگز به شيراز نخواهيم فرستاد " .
ديگر آنكه از آباده تا قمشه قريب دويست نفر سوار بختيارى اطراف آنجاها را گرفتهاند و دزدى و شرارت مىكنند كه قافله كمتر تردد مىنمايد . جناب نظام السلطنه شصت سوار شاهسون