سال 1311 وقايع اتفاقيه دار العلم شيراز
از غرهء محرم 1311 مطابق 15 جولاى 1893
منازعهء فيما بين ميرزا هدايت الله پيشنماز و حاجى هدايت الله مدرس به سختى كشيده است ، ميرزا هدايت الله حاجى هدايت الله را از روضه خواندن در بقعهء حضرت سيد ميرمحمد عليه السلام منع نمود خودش بناى روضه را گذارد ، حاجى هدايت الله به قدر صد نفر طلبه جمع كرد كه ميرزا هدايت الله دعوا كند ، جناب نظام السلطنه مانع از اين كار شدند ، حاجى هدايت الله هم اطاعت امر را كرد ولى هرچه به ميرزا هدايت الله پيغام دادند كه او را منع از روضه خواندن كردى خودت هم مخوان كه اين غائله بر طرف شود ، نشيند . به قدر دويست سيصد نفر از الواط شهر را با يراق و اسلحه جمع نموده از خانهء خودش تا سيد ميرمحمد كه مسافت كلى دارد همراه مىآورده و مىبرده و تمام را در كوچه و بازار واداشته به جناب امام جمعه و حاجى هدايت الله لعن مىكردند و در روى منبر به جناب نظام السلطنه خيلى بد گفته است . جناب نظام السلطنه هم تمام سكوت دارند و پيغام با استمالت به جهت ميرزا هدايت الله دادهاند ، و مشار اليه آرام نمىگيرد ، مقصودش اغتشاش شهر است .
ديگر آنكه عيال قوام الملك نقل مكان به دلگشا كرده است تا روز بيست و چهارم از آنجا حركت به سمت طهران خواهد كرد .
ديگر آنكه خانهء كربلايى محمد كريم آدم قوام الملك را كه به گفتهء عيال قوام الملك غارت كرده بودند تمام آن اشخاص پيدا شدهاند و تمام را اطمينان دادهاند و اسباب كربلايى محمد كريم را تا به حال به قدر دو سه هزار تومان آوردهاند ، ولى ما بقى اسباب او را آدمهاى مخصوص قوام الملك بردهاند . آنها را هم حكومت گرفته نگاه داشته است كه تنخواه را از آنها بگيرند . شهر را بستگان قوام الملك به تحريك عيال قوام الملك شب و روز مغشوش كردهاند ، بيرونها هم هنوز منظم نشده است .
ديگر آنكه ايل عرب و باصرى سهام الملك را نمىخواهند جواب كردهاند ، بعضى از آنها بست آمدهاند ، چونكه سهام الملك مرد بىقولى است اطمينان در ضابطى او ندارند .
ديگر آنكه بعضى از اقمشه تجار خارجه و داخله را در صحراى بيضا برده بودند دزد آنها بدست آمده و بعضى از تنخواه هم پيدا شده است .
ديگر آنكه يك نفر آبادهاى در راه آباده مىخواسته طفلى را برهنه كند ، فرياد و صدا مىكند