تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
و هرزگى بيشتر خواهند نمود . شهر كه بسيار شلوغ است ، دور شهر كذلك . باندازه‌اى اغتشاش است كه شب كسى از خانهء خود بيرون نمىتواند بيايد . بيگلربيگى چندين سوار معين كرده كه شب در كوچه‌ها گردش كنند اگر كسى را ديدند صدا كنند اگر جواب نداد او را با گلوله بزنند . دو سه شب قبل سوارها گردش ميكردند ، شخصى از خانه‌اى به خانهء ديگر ميرفته ، سوارها صدا ميكنند جواب نمىدهد ، او را با گلوله ميزنند ، سر تير ميميرد . اتفاقا آن شخص از طايفهء كرانى و سوارهاى محمد حسن خان فتح الملك بوده است . صبح جنازه را مىآورند در منزل حكومتى مىاندازند . خيلى شلوغ است . ديگر آنكه حاجى سيد على اكبر پيغام داده بود كه اين چه نوع حكومت است شب و روز كسى شما را نمىبيند ، حكومت را ضايع كرديد . جواب داده‌اند كه " از فردا مىنشينم تا ساعت چهار از شب ، هركس هر عرضى دارد بيايد بگويد " . روز بعد پنج نفر از سارقين را كه در حبس بودند دست مىبرند و دو نفر را كه مقصر بوده‌اند گوش بريده مهار كرده در بازار گردانيدند و جارچى در بازار فرستادند كه هركس عرضى دارد از سه ساعت به ظهر مانده تا چهار ساعت از شب رفته بيايد عرض خود را بكند واسطه نبايد . ديگر آنكه روز دوازدهم شهر حال يكنفر از اهل سروستان كه تهمت بابىگرى به او مىدادند دم توپ گذاشتند ، ولى فارس به اين چيزها ديگر نظم نخواهد گرفت تمام كارهاى داخله و خارجه معوق است . ديگر آنكه پست بوشهر كه دو روز قبل به بوشهر رفت نزديكى خانه زنيان پست را زده بودند و امانتهاى آن را برده بودند ولى كاغذها را قدرى پاره كرده بودند . رضا خان عرب با ملا لطف الله فارسى كه كلانتر يكى از طايفهء عرب است نزاع كرده ملا لطف الله را با شش نفر ديگر كشته و تمام طايفهء آن را چاپيده است ، بعد از كشته شدن ملا لطف الله و غارت طايفهء ، آن طايفهء غارت شده ريخته‌اند ، روى طايفهء لشنى و طايفهء لشنى را غارت كردند . الان خبر رسيد كه حسين خان بهارلو و عرب دهات فسا را اغلب چاپيده‌اند . ديگر آنكه حاجى نصر الله خان ايلخانى با سوار قشقايى آمده است در زرقان ، فتح الملك هم از شيراز رفته است به زرقان كه سان سواران قشقايى را ديده از آنجا همراه ايلخانى بروند به سمت فسا از قراريكه از فسا خبر رسيده ايل عرب و بهارلو ديگر حاصل صحرا و گاو و الاغ و هرچه به دستشان آمده تماما را بغارت برده‌اند . ملاك و رعيت تماما فرارا ميخواهند بيايند به شيراز . ديگر آنكه جناب نظام السلطنه روز هفدهم شهر حال به سمت طهران حركت كردند . ديگر آنكه سركار و الا ركن الدوله هرچه واسطه قرار داده‌اند حتى جناب امام جمعه را كه حاجى نصير الملك قبول پيشكارى نمايد قبول نكرد ، حكم شده قوام الملك را به مشهد مقدس روانه كنند ، چونكه اين اغتشاش را از قوام الملك ميدانند . ديگر آنكه ميرزا محمد على پيشنماز بر سر شالودهء دكانى جناب ميرزا يزدانى پسر مرحوم وصال را در كوچه و بازار خيلى بىاحترامى كرده بود ، آدمهاى مشار اليه ميرزا يزدانى را زده‌اند .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 415 | على اكبر سعيدى سيرجانى